شعر مدح امام حسين (ع)

بهشت با بهانه

مریض آمده اما شفا نمی‌خواهد

قسم به جان شما جز شما نمی‌خواهد

برای پیش تو بودن بهانه‌ایکافی‌ست

بهشت لطف کریمان بها نمی‌خواهد

دلیل ناله‌ی من یک نگاهمحبوب است

وگرنه درد غلامان دوا نمی‌خواهد

فقیر آمدم و دلشکستهپرسیدم:

مگر که شاه خراسان گدا نمی‌خواهد؟

دلم به عشق تو تا آسمانهشتم رفت

نماز در حَرَمت «اهدنا» نمی‌خواهد

همین قدر که غباری برآستان باشد

رواست حاجت عاشق, دعا نمی‌خواهد

تو آشنای خدایی, کدامرهگذری

در این جهان غریب آشنا نمی‌خواهد؟

ببین به گوشه‌ی صحنتپناه آوردم

مگر کبوتر آواره جا نمی‌خواهد؟

به حکم آنکه «علیکالرفیق ثم طریق»

دلم بدون رضا (ع) کربلا نمی‌خواهد

خدا مرا به طواف تومبتلا کرده‌ست

طواف کعبه بخواهم, خدا نمی‌خواهد

نگفته است, حیا کردهشاعرت آقا

نگفته است, نه اینکه عبا نمی‌خواهد

 قاسم صرافان

 

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

یک دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا