شعر مدح امام حسين (ع)

عزیزم حسین

حالا که زائر نیستم؛ بگذار
در روضه‌ها دور و برت باشم
دستِ مرا هم بند کن جایی
بگذار، من هم نوکرت باشم

قرار شدکه مجال سخن نداشته باشی
قرارشدکه سری دربدن نداشته باشی

تَقاصِ چوب و لَبَت را طَلب کن ازعُشّاق
درست نیست “اویس قَرن” نداشته باشی

می نگرم

 

هر کجا می نگرم نقش تو پیداست حسین
همه جا مجلس تکریم تو برپاست حسین

تو چه کردی که زمان با تو موافق شده است
تا ابد رایت گلگون تو بر جا ست حسین

دیوار حسینیه

کوچه به کوچه گشته ام میخانه ای نیست
این روزها یک عاقل دیوانه ای نیست

مانند هر شب شمع میسوزد ولیکن
افسوس که دور و برش پروانه ای نیست

باب الرأس

بیش از هر چیز عاشق، سوختن را از بر است
بال نه، حیثیت پروانه ها خاکستر است

حاء و سین و یاء و نون تسکین غم های پدر
حاء و سین و یاء و نون رمز دعای مادر است

لطف حسین

هر گدایی که در این قافله حاتم نشود
هر غلامی که به درگاه تو مَحرم نشود

ما همه ریزه خورِ سفره ی الطافِ توایم
سایه ی لطفِ حسین از سَرِ ما کم نشود

قبله گاه من

منم آشنای تو یا حسین ، منم و ولای تو یا حسین
دلِ بی قرار و شکسته ام ، شده مبتلای تو یا حسین
شده قبله گاه نگاه من ، حرم و سرای تو یا حسین
به دلم هر آن چه که می رسد ، رسد از خدای تو یا حسین
به خدا که قبله ی جان من شده کربلای تو یا حسین

حسین جان

عاشق شدیم و خون جگری خواستیم ما
در جاده تو دربدری خواستیم ما
بى دردسر ، وصال گوارا نمیشود
در راه وصل ، دردسرى خواستیم ما

یا ساکن کربلا

با هر قنوتِ نمازم؛ در دست، دفتر گرفتم
پای مناجاتِ شعرم؛ مضمونی از سر گرفتم
اینجا که من ایستادم؛ درگاهِ دارُالاجابه‌ست
صاحب‌حرم که بماند؛ من حاجت از در گرفتم

ریزه خوار

شُهرتِ ماست، مُحبّانِ اباعبدالله
ریزه خواریم سَرِ خوانِ اباعبدالله
.
نظرِ فاطمه از روزِ اَزَل بر ما بود
نامِ ما بوده به دیوانِ اباعبدالله

قبله گاه

از همه پا خورده ام در این جهان الّا حسین
هر بهاری می‌شود آخر خزان الّا حسین

من تهی دستم ،فقیرم،بینوایم،بیکسم
کیست تا یاری کند ای ناتوان الّا حسین

کشتی نجات

عشق تو هست ، جنت اعلا نخواستیم
فردوس مال توست ، ولی ما نخواستیم

«خود شاهدی به نام تو دُکان نساختیم»
ما با توییم ، از تو که دنیا نخواستیم

دکمه بازگشت به بالا