شعر اربعین

مسافران کربلا

به کربلا نرفته‌ها! حسین را صدا کنید
میان اشک‌های خود خدا خدا خدا کنید

زیارت حریم عشق اگر نصیب‌تان نشد
به جای دیدن حرم دری به گریه وا کنید

یک اربعین

یک اربعین چو کاسه ی خون هر دو دیده شد
یک اربعین سرت به سر نیزه دیده شد

یادم نمی رود که در اینجا چه دیده ام
گلهای باغ فاطمه با خنده چیده شد

آقای من

…و سر شکسته به پای پیاده می آیم.
به شوق آبله بستن به جاده می آیم.

سه روز خانه به دوشی به وصل می ارزد.
به این دلیل فقط بی اراده می آیم.

سالار زینب

آمدم آمدم چه آمدنی
زخمی از جنگ عرصه ی شامات
هر که را زنده بود آوردم
آمدم با تتمه ی سادات

تو هوامو داری

من همیشه دلم به این خوش بود

که تو آقا هوامونو داری

هر چی هم که سیاه و بد باشم

تو ولی تنهامون نمیذاری

بعد از وداع

ای در مدار عشق نیمِ دیگر من

برخیز مهمانت رسیده دلبر من

در زیرِ خاکی خاکِ عالم بر سرِ من

هرگز نمی شد این جدایی باورِ من

محال است

از ماست که بر ماست چرا پس گله داریم !؟
تقصیر خود ماست اگر فاصله داریم

کم لطفیِ آقای کریمان که محال است
غیر از خودمان از همه عالم گله داریم

اهلِ بُکا

از چه حیران شده ای اهلِ بُکا؟روضه که هست
کربلا قسمت مان نیست..بیا روضه که هست

حسرت و آه همه جای خودش..موج بزن
همّتی..ناله کن از سوز و نوا..روضه که هست

هل مِن معین

می رسد از کربلا هل مِن معینت یا حسین(ع)
دیده ها خون گرید از آهِ حزینت یا حسین(ع)

ناممان خط خورده از فهرستِ زائرهای تو
ما همه جا مانده‌ایم از اربعینت یا حسین

از میان روضه ها

از میان روضه ها هر سالکی رد میشود
روح سرگردان او روح مجّرد میشود

غالباً دور از حرم خیلی مصیبت میکشم
غالباً دور از حرم آنچه نباید میشود

بعد هدینای حسین

ز همان روز ازل بعد هدینای حسین
دهنم خورده به شیرینی حلوای حسین

نقطه دلبری خالق و بنده حرم است
وسط سجده روی تربت اعلای حسین

آقای من

من همیشه دلم به این خوش بود
که تو آقا هوامونو داری
هر چی هم که سیاه و بد باشم
آخرش تنهامون نمی‌ذاری

دکمه بازگشت به بالا