شعر محرم و صفر

نازنین من

ای دختر سه ساله ی من،نازنین من
ای یادگار سوخته ی سرزمین من

دستی نبود تا که نوازش کنم تو را
وقتی که در خرابه شدی هم نشین من

ابتا یا حسین(ع)

بر روی نیزه نشستی پا به پایت آمدم
دخترت را می زدند و در هوایت آمدم

گاه از پیشِ دو چشمانم چرا گم می شدی؟
گاه در بازارها پشتِ صدایت آمدم

اشک روان

بغض مرا آه نهان گرفته
چشم مرا اشک روان گرفته

از بس زمین خوردم رمق ندارم
حتی دلم از آسمان گرفته

إنّا إلیه راجعون

ذکر لبت در هر قدم؛ «إنّا إلیه راجعون»
ورد زبانت دم به دم «إنّا إلیه راجعون»

از کوفیانِ کینه ای بسیار داری خاطره
از فتنۂ اهل ستم، «إنّا إلیه راجعون»

اعوذ باالله من الکرب والبلا

غصه گرفته تمام پیکر من را
این زمین کجاست حسین آمدم اینجا
می دهد اینجا چه قدَر بوی آشنا

اعوذ باالله من الکرب والبلا

ای عزیزِ فاطمه

یک نظر کن حال و روزمضطرم در این دیار
ای عزیزِ فاطمه..دیده ترم در این دیار

با ورودت..حزن و اندوهی دو چندان آمده
از غمت آقا گریبان می درم در این دیار

ای زمینِ کربلا

دست بر خاکت زدم جانِ مرا آتش زدی
با غمت لبهایِ خندانِ مرا آتش زدی

ای زمینِ کربلا..آرام تر من زینبم…
با همین حسّ ات تو دستانِ مرا آتش زدی

چِشمه ی زمزم

ما هر چه بود پای محرم گذاشتیم
در چَشم ها دو چِشمه ی زمزم گذاشتیم

قطعاً دعای فاطمه پشت و پناه ماست
وقتی دم حسینیه پرچم گذاشتیم

باران رحمت

در چشم ها باران رحمت را نگیر از ما
این سجده های روی تربت را نگیر از ما

هر چند ما کفران نعمت کرده ایم اما
این سفره ی پر خیر و برکت را نگیر از ما

برگرد

مائیم و شهری که هوایم را ندارد
من نه هوایِ بچه‌هایم را ندارد

نامرد دیدم باز مردی کردم آقا
با این دو کودک کوچه گردی کردم آقا

یا سید الاحرار

یا سید الاحرار از احرار کن مارا
سردار بی سر از کرم سرشار کن مارا

گرچه ریا بد نیست پای روضه ها اما
از نوکران خالص دربار کن مارا

پایِ کارِ محرّمش هستیم

نامِ تو قولِ صادقِ انجیل
یدِ موسی؛ در بریدن نیل

صبر ایّوب در مسیر بلا
در دلِ شعله ها بهشتِ خلیل

دکمه بازگشت به بالا