خاک بقیع و صورت غمهای کربلا
انگشت و نقش قصِّه ی صحرای کربلا
امُّ البنین بی پسر و روضه های سر
امُّ البنین و غصِّه ی سقّای کربلا
خاک بقیع و صورت غمهای کربلا
انگشت و نقش قصِّه ی صحرای کربلا
امُّ البنین بی پسر و روضه های سر
امُّ البنین و غصِّه ی سقّای کربلا
من مادری هستم سراپا شور و احساس
من رنگ و بو دارم ز باغ سوسن و یاس
دامان من مهد شقایقهای عشق است
اشک دو چشمم رشک هر صهبای عشق است
نگاه پیر تو انبوه ی از ملک دارد
چقدر چین و چروک رخت ترک دارد ؟!!
چقدر پیر شدی غصه پیرتان کرده ؟؟
بگو که گریه یتان ریشه در فدک دارد
رسیده قافله و چشم های تر دارد
برای ام بنین کاروان … خبر دارد
خدا کند که مراعات سن او بشود
که نقل حادثه بر قلب اوضرر دارد