شعر شهادت حضرت ام البنين (س)

فدایی فرزند یاس

خاک بقیع و صورت غمهای کربلا

انگشت و نقش قصِّه ی صحرای کربلا

امُّ البنین بی پسر و روضه های سر

امُّ البنین و غصِّه ی سقّای کربلا

عروسِ خانه ی حیدر

عروسِ خانه ی حیدر شد

دوباره فاطمه ای دیگر

بزرگوارو مؤدّب بود

شجاع زاده زنِ حیدر

 

دامان عشق

من مادری هستم سراپا شور و احساس

من رنگ و بو دارم ز باغ سوسن و یاس

دامان من مهد شقایقهای عشق است

اشک دو چشمم رشک هر صهبای عشق است

کنیز حضرت زهرا (س)

نگاه پیر تو انبوه ی از ملک دارد

چقدر چین و چروک رخت ترک دارد ؟!!

چقدر پیر شدی غصه پیرتان کرده ؟؟

بگو که گریه یتان ریشه در فدک دارد

صدای گرفته …

باز هم نشسته یک گوشه

طبق رسم همیشه اش:تنها

زیر تیغ آفتاب قبرستان

دورتر از هیاهوی دنیا

خبر …

رسیده قافله و چشم های تر دارد

برای ام بنین کاروان … خبر دارد

خدا کند که مراعات سن او بشود

که نقل حادثه بر قلب اوضرر دارد

دکمه بازگشت به بالا