شعر وفات حضرت ام كلثوم (س)

یا ام کلثوم

آه زینب باز هم باید عزاداری کند
ام کلثومم که بعد از تو مرا یاری کند؟

آه ای آیینه ی زینب در عالم الوداع
مونسم ، دلگرمی ِ پنجاه سالم الوداع

یادم نمی رود

یادم نمی رود سفر آخر حسین
یادم نمی رود که چه آمد سر حسین

یادم نمی رود که داماد کربلا
زد دست و پا مقابل چشم تر حسین

هجرِ روی تو

ای صبا بگذر ز لاله زارِ من
لاله افشان لاله بر گلزارِ من
گو تو از درمانِ دردِ بی شمار
زآتشِ در کوچه و بازارِ من

آیینۀ زهراست

ای که وجود پاک تو آیینۀ زهراست
هر جا تو باشی اسم بابایت علی آنجاست

هر جا تو باشی خواهرت آنجاست بی‌تردید
هر جا تو باشی رد پایی از برادرهاست

زینب صغری

پرورده‌ی‌ زهراست‌ از این‌ رو رشیده‌ ست
دریای بی پایانِ اوصاف حمیده‌ ست

او زینب‌ صُغری‌ ست این‌ یعنی‌ خدا، باز
“زینت”برای شاه مردان آفریده‌ ست

مانند زهرا مثل زینب چون خدیجه
او افتخارِ بانوانِ برگُزیده‌ست

آنسان که ما زهرا تر از زینب ندیدیم
چشم فلک زینب تر از او را ندیده‌ست

وقتی‌ که دِق کرده‌ ست از داغ حُسینش
فرض‌ است بر ما که بگوییم او شهیده ست

او‌ از طفولیت شبیه خواهر خویش
ماتم‌ کشیده زجر دیده داغدیده‌ ست

پیری قبل از موعد او بی سبب نیست
بر شانه از آغاز بار غم کشیده ست

این سرو پا برجا اگر قدّش کمانی ست
میراث‌ دارِ مادری قامت خمیده ست

خاکم به سر، زخم زبان از شمر خورده
وقتی دم دروازه ی ساعت رسیده ست

خاکم به سر، از آفتاب گرم و سوزان
هم چادرش پوسیده هم رنگش پریده ست

از کعب نی باید بپرسی چند منزل
جان یتیمان برادر را خریده ست ؟؟؟

اینکه رقیّـه تشـنه جان داد و گرسنه
در بینِ ویرانه امانش را بُریده ست

محمّد قاسمی

تکیه گاه خواهر

کوچکتری و در پناه خواهرت هستی
هر لحظه در پیش نگاه خواهرت هستی

بار بلا بر دوش زینب هست اما تو
هرچه نباشد تکیه گاه خواهرت هستی

ام کلثوم

هر چند درک‌ ناقص ‌تاریخ کافی نیست
در اینکه‌ حق با توست‌ اما اختلافی‌ نیست

معنای اینکه عده‌ای حق را نمی بینند
جز گم‌ شدن در یک مسیر انحرافی نیست

غریب

از حسن هرچه که در مرثیه کمتر سخن است
ام کلثوم غریب است چنانکه حسن است

غمش آنقدر بزرگ است که هر روضه ی آن
مثنوی گر بشود دفتر هفتاد من است

خواهر خون خدا

زینب صُغراست او؟ یا مادر کلثوم بوده
یا خطوط درهم تاریخ نامفهوم بوده؟!

کِی به دنیا آمده؟ کی رفته؟ کی همسر گزیده؟
در کدامین خاک مدفون است؟ نامعلوم بوده!

دخترِ شیر علی

دخترِ شیر علی جلوه ی حیدر دارد
مثلِ«زینب»بخدا هیبتِ صفدر دارد

غرّش اش مثلِ پدر ..آینه ی وجه الله
بی سبب نیست چنین رزمِ دلاور دارد

یا ام کلثوم(س)

چه خوب آموختی تحت لوای مادرت باشی
تمام عمر زیر سایه ی تاج سرت باشی
صدف باشی و بی اندازه فکر گوهرت باشی
خودت میخواستی تحت الشعاع خواهرت باشی

دیار عشق

دیار عشق و جنون پر ز آه مظلوم است
روایت غمشان صد کتاب منظوم است

هر آنچه کرببلا بر سر حسین آورد
حکایت دل پر خون ام کلثوم است

دکمه بازگشت به بالا