شعر وفات حضرت ام كلثوم (س)

شعر روضه حضرت ام کلثوم (س)

هر آنکه آمده را رهگذر تصور کن
چهل نفر همه را شعله ور تصور کن

ببند چشم و ببین چکمه ای بلند شده
و بعد فاطمه را پشت در تصور کن

شعر روضه حضرت ام کلثوم (س)

خیر است , انگاری پیمبر پر درآورد
بی سور اسرافیل , مولا محشر آورد

قرآن برای 《انما》 در آسمانش
خورشید و ماهش جور بود و اختر آورد

شعر روضه حضرت ام کلثوم (س)

بیگانه نیستم , ولی بی لیاقتم

در نوکری به محضرتان کم سعادتم

 

انقدر معرفت ز وجودِ شما کم است

بعضاً نوشته اند که وجودِ تو مبهم است

شعر روضه حضرت ام کلثوم (س)

خواهر مجتبی چه مظلوم است
غربتش از عزاش معلوم است
روضه خوان امام معصوم است
فاتح شام و کوفه کلثوم است
همه جا پا به پای زینب رفت

زینب دوم علی

عاشقان در حجاب یکدگرند

پرتو آفتاب یکدگرند

گاه تصویر قاب یکدگرند

همه زیر نقاب یکدگرند

یا علی گفتی و غم آغاز شد

یا علی گفتی و غم آغاز شد(1)

ناگهان قفل زبانم باز شد 

یاعلی گفتی همین اعجاز توست

یاعلی پروانه ی پرواز توست

یاعلی پروانه ی پرواز توست

یا علی گفتی و غم آغاز شد(۱)

ناگهان قفل زبانم باز شد 

یاعلی گفتی همین اعجاز توست

یاعلی پروانه ی پرواز توست

ما گریه کنان ام کلثوم هستیم

ما از می جام عاشقی سرمستیم

بر مرحمت دخت علی دل بستیم

محشر که بیاید همگی میگوییم

ما گریه کنان ام کلثوم هستیم

افسوس …

آن زینب او عزیز مردم شده است

این فاطمه اش ملیکه ی قم شده است

افسوس که نام اُم کلثوم فقط

مانند مزار مادرش گم شده است

قاسم صرافان

 

درخانه سگ پری نیاید هرگز

بانو همه جا نام شما عقده گشاست

مسکین تو از قید غم و غصه رهاست

درخانه سگ پری نیاید هرگز

تزویج تو باخلیفه از ریشه خطاست

سید مجتبی شجاع

 

خیانت تاریخ

هرکس به جهان تو ثناکرده بسی

خشنود دل فاطمه را کرده بسی

ای دختر با وقار زهرا و علی

درحق تو تاریخ جفا کرده بسی

سید مجتبی شجاع

 

ظهورحیدر(ع)

بانو زبانزد است حیایی که داشتی

تاریخ ثبت کرده وفایی که داشتی

نازل شود به وحی خدا مدح وصف تو

با آن مقام پیش خدایی که داشتی

دکمه بازگشت به بالا