شعر شهادت اهل بيت (ع)

کریمه اهل بیت

دل می برد ز دشت نسیم معطری

عطری که در کویر به پا کرده محشری

یک سو زمینِ تَب زده از هُرم آفتاب

دارد نسیم می وزد از سوی دیگری

اینجا بهشتِ ما شده

ذکرت شفا ، داروی هر بیمار ، معصومه
وا کردی از کارم گره هر بار ، معصومه
قم شد در ایران نقطه ی پرگار معصومه
پیدا نشد مثلِ تو بی تکرار ، معصومه
باید که زد لطفِ شما را جار ، معصومه

حرم باصفای تو

ای بانویی، که راه تو جز قم نمی‌شود
قصدَت به غیرِ قبله‌ی هفتم نمی‌شود

ایران ز نورِ تو، حرمِ اهل‌بیت شد
در قلب ما، حریمِ شما گم نمی‌شود

کریمه اهل بیت

در حریمش دل کجا احساس غربت میکند؟
آنکه نور گنبدش مارا هدایت میکند

گوشه ای از درگهش ، جبریل گشته معتکف
گوشه ای دیگر ببین مریم عبادت میکند

از تبار فاطمه ها

دختری از تبار فاطمه ها
همچنان ماه بهر شمسِ شموس
شد به شوق زیارت خورشید
از مدینه برون و راهی طوس

بانوی من

این نغمه ها از عالم بالا می آید
با چه شکوهی دختر موسا می آید
دارد به سوی شهر قم زهرا می آید
معصومه دارد با برادرها می آید

بی بی جانم

و التماس به ابعاد طول و عرض کند
که تو اجازه دهی یک دو جمله عرض کند

به غیر خیره شدن توی چشم سبز ضریح
به هرچه بنگرد اینجا نگاه هرز کند

آقای من

ریشه کرده مهرت از روز ازل در جان ما
هست ما از آن تو عشق تو هم از ان ما
کار و بار شاعران با لطف تو رونق گرفت
نام زیبای تو حسن مطلع دیوان ما

یا ولی الله

میخانه‌ای است در دلم از شور عسکری
لشکر به لشکر از پی انگور عسکری

مستان به کوچه‌کوچه‌ی تاریخ سرزدند
در پرده بود چهره‌ی مستور عسکری

جگر گوشه

به مثل زهر,درد دوری ات در پیکرم باشد
بیا یکدم ببین,تنها اجل دور و برم باشد

تمام آرزویم این شده تا از در آیی تو
چه باشد بهتر از این گر که مهدی در برم باشد

بیرق آل علی

یا علی گفتیم و راه عشق را پیموده ایم
در پناه بیرق آل علی آسوده ایم

سر به روی خاک پای آل زهرا سود ه ایم
از همان بدو تولد سامرایی بوده ایم

یاکریمِ سامرا

کیستم من از غلامانِ قدیم سامرا
کیستم جلدِ حریمش، یاکریمِ سامرا
شکر عمری رزقم از دستِ کریمان می رسد
از کریمِ در مدینه یا کلیمِ سامرا

دکمه بازگشت به بالا