باز از عرش غزل های مرا آوردند
شیشه ناب عسلهای مرا آوردند
باز آغوش ودر آغوش دلم را بردند
طعم شیرین بغل های مرا آوردند
باز از عرش غزل های مرا آوردند
شیشه ناب عسلهای مرا آوردند
باز آغوش ودر آغوش دلم را بردند
طعم شیرین بغل های مرا آوردند
ای امتداد سوره ی کوثر خوش آمدی
ای روشنای قلب پیمبر خوش آمدی
آییینه دار حضرت حیدر خوش امدی
کوری چشم دشمن ابتر خو ش آمدی
امشب ای دل شب مستانگی جان و تن است
قفل افطار دلم دست امام حسن است
امر کرده است که افطار کنم با لعلش
رطب سفرهی من خندهی شیرین دهن است