شعر ولادت امام حسين (ع)

هوای عشق

هوای عشق، هوای محبت و امید
میان میکده ی عاشقان تو پیچید
ستاره از سر شادی و شوق، چشمک زد
فرشته ای وسط شعر داشت می خندید…

مولا حسین

در حریم خانه‌ی تو نوکری کردم حسین
درحقیقت نوکری نه، سروری کردم حسین
با حضور و گریه کردن در میان روضه‌ها
از دل زهرای اطهر دلبری کردم حسین

جانم حسین(ع)

روی شانه بار سبو می کشم
سر راه میخانه هو می کشم

کمی تربت کربلا دستم است
به یاد حرم باز بو میکشم

یا حسین(ع)

گفتم حسین و کاسه چشمم پر آب شد
شکر خدا که ناله من هم حساب شد

گفتم حسین عقده قلبم گشوده شد
الحق به نام نامی او فتح باب شد

حکایت عشق

تکه به تکه دلم حکایت عشق است
شعله به شعله پُر از حرارت عشق است

دست مزن بر دلم وگرنه بسوزی
در جگرم آتش محبت عشق است

عزیزم حسین

با دَوات و گوشه ی پَر می کشید
طرحِ خود، در عالمِ ذَر می کشید

آسمان ها و زمین را از اَلست
کاملاً از رویِ حیدر می کشید

گدای سجادم

مستم از جام، مستم از باده
سر خوشی کار، دست من داده
نام من عبد ، عبد ثارالله
کنیه ام عاشق جنون زاده

کشتی نجات

شراب‌‌خیز کردم این دو چشمه‌ی حیات را
که موجِ اشک‌ها رساند، کشتی نجات را
نوشتم از حسین، کاغذم پرید و ابر شد
دوباره غرقِ اشک کرد، کاسه‌ی دوات را

سقای کربلا

چگونه وصف کنم یک جهان شجاعت را
چگونه نقش زنم چشمه ی عبادت را
چگونه ثبت کنم لحظه های طاعت را
چگونه رسم کنم راه رسم غیرت را

یا حسین ابن علی

باز می تابد شعاعِ نور از بیتُ الولا..
چشمِ بد بادا همیشه دور از بیتُ الولا
از لبِ ختمِ رسولان..شکر می بارد فقط
این چنین خیزد گلِ مشکور از بیتُ الولا

ارباب جان

کاش در سِیّر ثَنایا ی تو سَر می باختیم
جانِ خود را در حرم وقت سَحر می باختیم

از پَرِ قُنداق ، فُطرس پَر گرفت ای کاش ما
دورِ شمعِ روزِ میلادِ تو پَر می باختیم

گل عشق

موج اشک تو به دریا زد و دریا را شست
سیل ویرانگر عشقت غم دنیا را شست
چشمها همچو کویری سر راهت افتاد
تاکه باران دعا صحن تماشا را شست

دکمه بازگشت به بالا