شعر ولادت اهل بيت (ع)

ارباب من

شِش ماهـه آمد زودتر از لحظـه ی موعــود
هرآنچه ‌باید داشت را شش ماهه شامِل بود
خورشـیدِ سوّم آمد و با چشـمِ‌ خود دیدند
شـعبـان ‌از آن آغـاز هم یک مـاهِ کامِـل بود

حسین من

شد زمین زیباتر از خلد برین
آمده از ره نگار نازنین
در میان مه جبینان، مه جبین
خادم دربار او روح الامین

به نام نامی خدا، خدای عشق آفرین،

به نام نامی خدا، خدای عشق آفرین،
خدا همان که شد خدای نغمه های دلنشین
خدا همانکه وقت خلق آدمی به خویش گفته آفرین
خدا همانکه که جلوه‌ای از اوست ختم مرسلین
همان خدا که عشق میکند اگر که بنده‌ای زند صداش اینچنین:
به نام آن خدا که هست خالق علی امیر مومنین

جانم حسین(ع)

آسمان در سوم شعبان که مهتابی تر است
چشم های نوکران در وقت بی تابی،تر است
قلب سائل ها در این ایام اربابی تر است
آمده ارباب،اما چشم اصحابی تر است

جانم حسین(ع)

چشمان من تب باران شدن داشت
انگار درد عالمی درمان شدن داشت

انگار با یمن قدوم حضرت عشق
غم‌ها بنای رفتن و پنهان شدن داشت

حی علی العشق حسین

چون ابر به هر باد پریشانم از این عشق
چون باد رها‌..‌. بی سر و سامانم از این عشق
چون برگ به دستِ تبِ طوفانم از این عشق
بی چتر تهِ کوچه‌ی بارانم از این عشق

هر دمی گفتم حسین جان (ع)، در تلاطم های دنیا
بهر جانم راحتی ، آرامشی ، صلحی، سکونی

پادشاهی ، دلربایی ، هم کریمی ، هم پناهی
جان فدایت حضرت ارباب حقًا ذوالفنونی

ای ماه عالم تاب

قدم رنجه نمودی بر زمین ای ماه عالم تاب
قدم بر چشم نوکرها نهادی حضرت ارباب

سلام ای رحمت بی حدِّ حق در عالم دنیا
سلام ای شافع مخلوقِ حق در عالم عُقبا

اول علیست قبلِ ازل، ابتدا علیست

اول علیست قبلِ ازل، ابتدا علیست
پایان علیست آخرِ بی انتها علیست
مرکز علیست نقطه ی پرگار را علیست
محور علیست گردش این چرخ با علیست

یا مرتضی علی(ع)

چنان ز کعبه آمده برون کسی خدای‌گون
که گوییا ز خانه‌ی خودش نهاده پا برون
هنوز بعد سال‌ها، نمانده جای چند و چون
عزیزکرده مثل او کسی ندیده تا کنون
عزیزکرده‌ی خدا فقط علی‌است تا ابد
به کوری تمام منکران بگو: “علی مدد”

این حوالی که چشمِ گریان نیست

این حوالی که چشمِ گریان نیست
خبری از بهار و باران نیست
حال چشمم که از تو پنهان نیست
خشک خشک است و جز بیابان نیست

حیدر مددی

در تلاطم تمام ذراتند
مست کردند آسمان ها هم
می‌روند آفرینش و خلقت
همگی دستبوس او باهم

دکمه بازگشت به بالا