وقتی حلول میکنه ماه رجب
خدا به عاشقا نظر میکنه
نوای یا علی که میره بالا
گلوی آسمونو تر میکنه
شعر ولادت اهل بيت (ع)
نازل شدند کل ملائک ز امر تو
حق ساخته است خانه ی خود را ز بهر تو
کعبه تویی و کعبه گرفته است عطر تو
کعبه چو آمدی و عیان گشت قدر تو
ما بی ولای مرتضی مرداب هستیم
تاریکی محض و پی مهتاب هستیم
وقتی علی روزی رسان سفره ها شد
بی خود پی دنیا و نان و آب هستیم
نشستم بر سر راهش رِسد از یار اخباری
شدم مهمان کویش تا،کند مهمان به دیداری
دهد،حافظ به یار خود سمرقند و بخارا، را
دهم جان را برای او،اگر یارم کند یاری
نشسته ام به دعا گر علی قبول کند
مرا غبار کف شارع الرسول کند
تمام روز به او فکر میکنم ای شیخ
که هر خیال به جز این مرا ملول کند
هر کس به چشم ذوالفقارت یک نگاه انداخت
خود را به دست خویش در روز سیاه انداخت
هر کس پس از تیغ تو به اخمت نظر افکند
از چاله ای در آمد و خود را به چاه انداخت
عالم همه رفتنی و مانا مولاست
در مذهب شیعه پیر دانا مولاست
الفاظ مقطعه که در قرآن هست
حرف در گوشی خدا با مولاست
زبان مبهوت و قاصر از بیان نام و عنوانش
خرد در باء بسم الله شد طفل دبستانش
چنان در حیرتم از خیل القابش ! نمی دانم !؟
بخوانم شیر یزدان یا بخوانم شاه مردانش
بجاست از دل کعبه شکاف برخیزد
بجاست کعبه برای طواف برخیزد
علی ست پاسخ “هل من مبارز” دشمن
که ذوالفقار سه بار از غلاف برخیزد
بابا مهربونه بابا آیه آیه رحمته
دست مهربون بابا سایهی حمایته
بابا کوهه بابا تکیه گاه امن عالمه
پینه های دست بابا ردی از عبادته
باتو من لب بر لب پیمانه باشم بهتر است
در میان زلف هایت شانه باشم بهتر است
این همه عاقل اگر دیوانه باشم بهتر است
تا نفس دارم در این خانه باشم بهتر است
زیباست به عشقت ضربان را که بگیرند
زیباتر از آن نام و نشان را که بگیرند
سر بر سرِ زانوی حریمت بگذاریم
از دستِ سر این خوابِ گران را که بگیرند