بهترین فرم غزل هایم برای مادر است
دفتر شعرم مزین از صفای مادر است
در قنوت هر نماز خود دعایم می کند
هرچه دارم در دو عالم از دعای مادر است
بهترین فرم غزل هایم برای مادر است
دفتر شعرم مزین از صفای مادر است
در قنوت هر نماز خود دعایم می کند
هرچه دارم در دو عالم از دعای مادر است
قلم افتاد روی نام شما
مِن ومِن کرد و گفت یا زهرا
قلمم ریخت قطره ای جوهر
تا رسیدم به واژه ی مادر
پرواز می دهیم که بال وپرت کنیم
معراج می بریم که پیغمبرت کنیم
دیگر بس است خلوت چله نشینی ات
وقتش رسیده است مقرب ترت کنیم
گمان مکن پسرت ناتنی برادر بود
قسم به عشق, کنارم حسین دیگر بود
منال ام بنین و ببال از عباس
تو شیر مادر و شیر تو شیر پرور بود
بیت الغزل روضه ی مادر , پهلو
در زیر فشار لگد و در , پهلو
اول سپر بلای حیدر , زهرا
اول سپر بلای “کوثر” پهلو
مانند شمع قصه ات از سر تمام شد
کوتاه مثل سوره ی کوثر تمام شد
سیلی وزید در وسط کوچه باد شد
تا هیجده ورق زد و دفتر تمام شد
زهرا! گمان کنم که زمان سفر شده
خواب و خوراک تو چه قدر مختصر شده
داری برای مرگ خودت می کنی دعا
امّا غروب عمر علی جلوه گر شده
عید امسال پر از بوی گل یاس شده
و پر از خاطره ی گندم و دستاس شده
همه ی دشت گواهند که با بوی بهار
عطر یک خانه ی آتش زده احساس شده
ای نور خدا سرشـــته با آب و گِلَت
ای مـهر علـــی راز هویــدای دلت
این ذکر هزار سالۀ مهدی توست
ای یاس نبی « بِــاَیِّ ذنـب قتلت؟
اول عشق تو «لَن» بود نمی دانستم
آخرش هم «ابَداً» بود نمی دانستم
نام عاشق همه جا بیشتر از معشوق است
همه جا صحبت من بود نمی دانستم
هستی ات رابه ره دوست گذاری مردی
وسط راه اگر دبّه نیاری مردی
ورنه هر بی سروپایی شود عاشق پیشه
دره دوست اگر جان بسپاری مردی(یازهرا س)
وقتی همه جا شُهره به عنوان تو باشیم
باید که فقط ریزه خور خان تو باشیم
دامن نکش از دست گداهای گرفتار
بگذار کمی دست به دامان تو باشیم