حدیث اشک

بدنت,پیرهنت

بدنت,پیرهنت جای خود امّا سر تو

پیکرت در دل گودال و حالا سر تو

شرح این آیه ی “الله جمیعا فی الارض”

جلواتی است زلال از نوک پا تا سر تو

همان ها

همان ها که علی را پیر کردند

به پای کودکان زنجیر کردند

ماهم گدائیم

آقابه ماهم سربزن ماهم گدائیم
دراین بیابان گم شدیم اصلاً کجائیم؟

نازِ بی وقفه

نازِ بی وقفه که بنیاد نمیخواهد که

زلفِ “بر بادده ات” بادنمیخواهد که

بهر از پای در آوردن عشاق خودت 

این همه حسن خداداد نمیخواهد که

عالم تو

هنوز راه ندارد کسی به عالم تو
نسیم هم نرسیده به درک پرچم تو

نیست

سقاکه رفت…ساقی آب آوری که نیست
آتش گرفته میکده را …ساغری که نیست

خاصیت نگاه تو

خاصیت نگاه تو ما را خراب کرد
این آفتاب غوره ما را شراب کرد

تک تک

تک تک برایتــان همه از غم نوشته اند
ازداغ و درد هــــای دمادم نوشــته اند

سوز عشق

عاشق به سوز عشق خودش اعتنا کند
عشق به غیر آل علی را رها کند

ساعات عمر

ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت‏
دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

همیشگی

با اینکه همیشه همگی غرق گناهیم
عمریست که در حسرت دیدار تو ماهیم

عالم زر

 

در عالم زر بـدون هیچ زحمـت و رنج

دیدم که رسیده ام به یک معدن گنج

دکمه بازگشت به بالا