حسن کردی

ولدی ولدی

مُردم و مُردم و مُردم که رسیدم اینجا
اولین بار ز غم ناله کشیدم اینجا

این چه جسمی ست که مانند نگین ریخته است؟
تن تو یا تن من روی زمین ریخته است؟

یا رقیه(س)

اگرچه زخم لب داری و من هم خوب می دانم
مرا که در دمِ مرگم به لبخندی بخندانم

به روی نیزه ها که خوب می خواندی به هر شهری
برای من چرا پس ساکتی قاریِ قرآنم؟

سینه ام پر شد از هوای حسین

سینه ام پر شد از هوای حسین
جان ندارد جهان ورای حسین

نشنیده ست گوش جان خوشتر
تا نوا بوده از نوای حسین

حسین جانم

من زنده ام به عشق محرم حسین جان
شکر خدا به روضه رسیدم حسین جان

جز اینکه پای روضه ی تو زندگی کنم
شوقی نداشتم به دو عالم حسین جان

محرم

دنیای خیر با تو معادل نمی شود
دیوانه ی نگاه تو عاقل نمی شود

قلبی که خالی از هوس کربلا ی توست
یک قطعه سنگ می شود و دل نمی شود

جنس بی قیمت و افتاده ته بازارم

جنس بی قیمت و افتاده ته بازارم
تو بیا باز ضرر کن، بخرم، بردارم

جز ضرر گرچه برای تو ندارم اما
چون همیشه پدری کن، به کسی نسپارم

حی علی العزا…

زمان رسیده به فصل محرمی دیگر
هر آدمی شده در روضه آدمی دیگر

رسید پای عزایت همینکه بر دل شهر
شده است عالَم این شهر عالَمی دیگر

ذره ای در پناه خورشیدم

منم آن خاک آستان علی
نوکر کل خاندان علی
ذره ای ام در آسمان علی
مستحقم به لقمه نان علی

تکیه گاه دل دنیا علم عباس است

غیرت شیعه هنوز از جنم عباس است
تکیه گاه دل دنیا علم عباس است

در جهانی که سیاهی شده رنگِ هر روز
روشنیِ دل ما، اشک غم عباس است

مولای من

تو ای جان جهانم که کبود و نیمه جان هستی
به زیر پیرهن چون پوستی بر استخوان هستی
چه زخم سرخی از آهن به روی گردنت مانده
شبیه فاطمه تصویرِ محوی از تنت مانده

یا زهرا(س)

خونه بی لبخند زهرا آسمون بی ستاره ست
اینو حیدرت می دونه دنبال یه راه چاره ست

بعد زندگیِ با تو به چی دل خوش کنه حیدر
قلب من رو کن تصور وقتی زینب میگه مادر

دلم تنگ نگات میشه عزیزم

دلم تنگ نگات میشه عزیزم
به یاد چشم سرخت،اشک می ریزم
دعا کن، یاس در خاک آرمیده
همینجا از کنارت بر نخیزم

دکمه بازگشت به بالا