شعر وروديه محرم
حی علی العزا…
زمان رسیده به فصل محرمی دیگر
هر آدمی شده در روضه آدمی دیگر
رسید پای عزایت همینکه بر دل شهر
شده است عالَم این شهر عالَمی دیگر
غم تو چیست که اینگونه سر به راهم کرد
سرآمد است غم تو به هر غمی دیگر
در این زمانه که درمان همیشه نایاب است
فقط ترنم روضه ست مرهمی دیگر
مرا که اشک زلال است در غم تو حسین
چه احتیاج ِ گداییِ زمزمی دیگر
حسن کردی