شعر شهادت حضرت رقيه (س)

یا رقیه(س)

اگرچه زخم لب داری و من هم خوب می دانم
مرا که در دمِ مرگم به لبخندی بخندانم

به روی نیزه ها که خوب می خواندی به هر شهری
برای من چرا پس ساکتی قاریِ قرآنم؟

کدامین نیزه با حلقوم تو اینگونه تا کرده؟
شبیه عمه ام دلخون ز دست نیزه دارانم

کدامین آتشی گیسوی زیبای تو را برده
همان آتش که من هم مثل تو آزرده از آنم؟

برای زخم چشمت مرهمی جز اشک اینجا نیست
ببخش این دست خالی مرا ای راحت جانم

من از وقتی پریشانْ گیسویت را روی نی دیدم
دگر با شانه ها قهرم، پریشانم پریشانم

 حسن کردی

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا