شعر روضه

بسم رب النور رب العشق رب العالمین

بسم رب النور رب العشق رب العالمین
بسم احمد، بسم زهرا و امیرالمؤمنین

بسم رب الجود بسم مجتبی بسم الکریم
بسم ثارالله بسم الله رحمن الرحیم

دوباره محرم است

این روزها که روزی گریه فراهم است
ای روضه‌خوان بخوان، که دوباره محرم است

با عشق‌و‌شور در دل هر کوچه دیده‌ام
در دست کودکان محل طبل و پرچم است

حسین جانم

من زنده ام به عشق محرم حسین جان
شکر خدا به روضه رسیدم حسین جان

جز اینکه پای روضه ی تو زندگی کنم
شوقی نداشتم به دو عالم حسین جان

محرم

دنیای خیر با تو معادل نمی شود
دیوانه ی نگاه تو عاقل نمی شود

قلبی که خالی از هوس کربلا ی توست
یک قطعه سنگ می شود و دل نمی شود

جنس بی قیمت و افتاده ته بازارم

جنس بی قیمت و افتاده ته بازارم
تو بیا باز ضرر کن، بخرم، بردارم

جز ضرر گرچه برای تو ندارم اما
چون همیشه پدری کن، به کسی نسپارم

حسین جانم

قسم بر دل همین که مست دلداریم ما را بس
همین که تشنه‌ی یک جرعه دیداریم ما را بس

قسم بر ماه روی تو  قسم بر عطر و بوی تو
همین که ما به موی تو گرفتاریم ما را بس

افتاده بر جانم تبِ ماتم دوباره

افتاده بر جانم تبِ ماتم دوباره
حالم دگرگون میشود از غم دوباره

از عرش می آید صدای گریه زاری
در کوچه وقتی میزنم پرچم دوباره

روضه

از اول ما بلی گفتیم بر این تا ابد روضه
که در تقدیرمان بنویسد ایزد بی عدد روضه

بهشتِ بهتر از قبل هبوط ماست می‌دانم
که حتی داده بر حوا و بر آدم مدد روضه

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(ع)

هر روز ، سر بر زانوی غم گریه کردم
بر اشرف اولاد آدم گریه کرم

در خانه ها منبر به منبر روضه خواندم
در کوچه ها پرچم به پرچم گریه  کردم

جانم حسین(ع)

با اشک غمت خون دل آمیخته شد
بر فرق فلک خاک عزا ریخته شد

این صیحه‌ی فاطمه است یعنی از عرش
پیراهن خونین تو آویخته شد

 سیدمیلادحسنی

 

یا حسین(ع)

برای من که دلم نیست در کمند کسی
به جز حسین نباشد مهم، پسندِ کسی

به بند بند وجودم قسم که در همه عمر
دلم نبوده به جز اهل بیت، بندِ کسی

صاحب عزا مقابل در ایستاده است

ای چشم، یاد دشت عطش، مثل رود باش
ای اشک، لحظه لحظه به فکر فرود باش

خود را شبیه پرچم او سربلند کن
تعظیم کن به ساحت او در صعود باش

دکمه بازگشت به بالا