وقتی هلال ماه محرم دمیده است
یعنی که ماه روضه و ماتم رسیده است
سالی گذشت گرچه به عصیان ولی خدا
معلوم شد که توبه ی ما را خریده است
وقتی هلال ماه محرم دمیده است
یعنی که ماه روضه و ماتم رسیده است
سالی گذشت گرچه به عصیان ولی خدا
معلوم شد که توبه ی ما را خریده است
تعویض کن دلم را همراه پرچم خود
مَحرَم نما مرا با ماه مُحَرَم خود
مزد محرمم را یک کربلا نوشتند
سود زیاد بردم پیش تو با کم خود
هرشب ندایی می رسداز عرش اعظم
طوبی لباکین الحسین یا اهل العالم
گر بنگری با چشم دل بالای مجلس
زهرای اطهر ایستاده با قدی خم
به نام خدا اول خط حسین
خدای کرم با مروت حسین
اگرچه سرش نیست خلوت حسین..
مرا باز هم کرده دعوت حسین
گاهی برای درک یک مطلب
باید که از مقتل عقب تر رفت
هر قدر که قصه مقدس تر
باید که در آن باادب تر رفت
شکر حق باز که من ماه عزا را دیدم
پرچم و همهمهی خون خدا را دیدم
از درون آتشم و بر دو لبم آهی سرد
دست زهرا وسط روضه مرا باز آورد
تو حسینِ بچگیهای منی
از همون بچگی مولای منی
مهربون تر از پدر مادرمی
تو فقط درمون درد های منی
من تو رو از ناله و اشکای
روضههای خونگی میشناسم
تو خیلی حق به گردنم داری
من تو رو از بچگی میشناسم
یا بن شبیب بشین تا که یه قدری
روضه جدم و برات بخونم
یه سال دعای من همین دعا بود
الهی تا محرمش بمونم
زمان رسیده به فصل محرمی دیگر
هر آدمی شده در روضه آدمی دیگر
رسید پای عزایت همینکه بر دل شهر
شده است عالَم این شهر عالَمی دیگر
این عشق را که در دل آدم گذاشتند
بر سفره اش به جای نمک، غم گذاشتند
قرآن شناس های جهان، هر چه داشتند
در شرح این سه آیهی محکم گذاشتند
بنا کردند اگر زیر قدم هاى تو هستى را
به لطف خاک پایت آبرو دادند پستى را
به جام دیگرى اى عشق من لب هم نخواهم زد
در این میخانه فهمیدم فقط معناى مستى را