شعر مدح امام رضا

حج فقیران

بهشتِ نقشه‌ی جغرافیاست، مشهدِ تو
درِ ورودی عرشِ خداست، مشهدِ تو

به ربَّنای قنوتی که خالی از حَسَنه‌ست
تمامِ حاجتم از آتِناست، مشهدِ تو

غزل رباعی امام الرئوف

ای آن که کار و بار تو مشکل گشایی است
در آستان لطف تو کارم گدایی است

دیدیم در نگاه بلند کبوتران
در این حریم اوج اسارت، رهایی است

فیض حرم

ﻛﺘﺒﻴﻪ‌ﻫﺎﻱ ﺣﺮﻳﻢ ﺗﻮ ﻣﺼﺤﻒ ﻧﻮﺭﻧﺪ
ﻛﺒﻮﺗﺮﺍﻥ ﺗﻮ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﺍﻫﻞ ﺩﻝ ﺣﻮﺭﻧﺪ
ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﺮ ﺩﺭ ﺻﺤﻨﺖ ﺣﺪﻳﺚ ﺯﻳﺒﺎﻳﻲ
ﻛﻪ ﺯﺍﺋﺮﻳﻦ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺣﺸﺮ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﺤﺸﻮﺭﻧﺪ

سه چندان

به پاییزم زدم عطر بهاری خراسان را
به امیدی که فروردین کند مهر تو آبان را

خراسان دل ما تشنه ی باران لطف توست
که حاصل خیز کردی با قدم هایت بیابان را

یا امام رضا(ع)

با تو باشد رنگ غم هرگز نمی بیند کسی
ناخوشی حتی به کم هرگز نمی بیند کسی

بوسه میگیرم مدام از جای جای این ضریح
با رضاجان هم و غم هرگز نمی بیند کسی

رئـوف ابن رئـوف

کاسه ی صبرش همینکه هر کسی سر میرود
مضطرب ، سمت حرم، از صحن کوثر میرود

هــم می آید زائــرت با دیــده ی تر در حــرم
هــم دم رفتــن که شد با دیده ی تر میـــرود

حضرت عشق

زحمتی را که پدر از کار طفلان می‌کشد..
گرچه باشد سخت!با شوق فراوان میکشد

پای لنگان و مسیر سخت و شیطان در کمین..
زحمت کار مرا شاه خراسان میکشد..

خراسانی ام

المنت لله که شدم شیعه ایران
تنها کس و کارم شده آقای خراسان
فخرم شده همسایگی ِ حضرت سلطان
یک عمر نشستم سَر ِ این سفره ی احسان

هوای وَصل

هوای وَصل به سَر دارم و رسیدن ها
هوای پِلک به سَنگِ حرم کشیدن ها
هوای ماندنِ شَبها به صَحن های بهشت
هوای تا به سَحَرها ستاره دیدن ها

نقّاره

وقتی به دست تو دلش را داد افتاد
وقتی نگاه تو بر او افتاد,افتاد

در حد یک انگور اشکش ریخت آن وقت
در حد مِی جوشید و در ایجاد افتاد

احساسِ شعف

از عشقِ رضا..نبضِ زمان در نوسان است
از برکتِ عشقش…نفسم در هیجان است

وقتی که دلم محفل آشوب و هیاهوست
آغوش حرم ,اَمن ترین جای جهان است

این دل ویرانه

در نگه داریم فریادی که در فریاد نیست
همت عشقی که درما هست درفرهادنیست

درمیان خنده عشقم, گر اشکم جاری است
حال دیوانه همین باشد به آن ایرادنیست

دکمه بازگشت به بالا