اشعار اهل بیت

مدح و مرثیه حضرت زهرا (س)

ﺗﺎﮐﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﯼ ﭘﺪﺭﺕ ﺭﺍ ﭘﺪﺭﺕ ﺟﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﺳﺨﻨﺖ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺁﻭﺭﺩ

ﺑﺮﺩﻥ ﻧﺎﻡ ﺗﻮ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﺍﻋﻈﻢ ﺑﻮﺩﻩ ست
ﻓﻀﻪ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﯾﺎ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺁﻭﺭﺩ

شعر مناجات با امام زمان عج در فاطمیه

دلم شد مبتلایت کی می آیی؟
همه عالم فدایت کی می ایی؟
همه عالم به قربان غبار
نخ شال عزایت کی می آیی؟

شعر مدح حضرت فاطمه (س)

چو نوری در دل ظلمت فروزنده تویی زهرا
و ایمان را به جانها آفریننده تویی زهرا

کسی که رمز پیروزی شده در هر زمان نامش
چه دیروز و چه امروز و چه آینده تویی زهرا

شعر مدح امام حسین (ع)

میرسم تا خدای ثارالله
میزنم تا صدای ثارالله

ایل و اجدا من همه هستند
ریزه خوار و گدای ثارالله

مدح حضرت زهرا (س)

مینویسم دوباره از سر خط
نام زیبای حضرت زهرا
مینویسم که هرکه جای خودش
آسمان جای حضرت زهرا

میخرم برجان خود دردوبلای روضه را

میخرم برجان خود دردوبلای روضه را
میکشم برصورتم دست شفای روضه را

پیش تو آخر سیاهی روسپیدم میکند
دوست دارم پرچم بزم عزای روضه را

شعر مدح و مناجات با سیدالشهدا (ع)

تا پای عشق تو میان سینه وا شد
برق دو چشمانم به همراهش رها شد
چشم همه سمت من بیچاره آمد
پس نوکرت آواره پس کوچه ها شد

منتظرروی تو….

سخن ما همه از طره گیسوی تو بود

از لب لعل تو واز خم ابروی تو بود

هر کجا پا که نهادند همه خوبان جهان

صحبت از روی تو و موی تو و خوی تو بود

یا رسول الله

لب نگار که باشد رطبحرام بود

زمان واجبمان مستحب حرامبود

فقیه نیستم اما به تجربهدیدم

بدون عشق مناجات شب حرامبود

دارد خدا هـــوای تو را


دارد  خدا هـــوای تو را طور دیگری

از آدمـــی سری,به خـدا طور دیگری

در بین خلق خنده نمـــی رفت از لبت

گریه کــن سحر!, به خفا طور دیگری


طایفه ی آقاها

ای گل سر سبد طایفه ی آقاها
ای بزرگ همه بی مثل و همتاها

هرکسی دیده تو را مست شد و خانه خراب
تشنه ی دیدن تو میکده ها صهباها

بی قرارم

بی قرارم بی قرارم بی قرار

ناله دارم ناله دارم ناله دار

ابر غربت ریزد از چشم ترم

شیعیان! من مجتبای دیگرم

دکمه بازگشت به بالا