اشعار شهادت

شعر روضه حضرت ام کلثوم (س)

بیگانه نیستم , ولی بی لیاقتم

در نوکری به محضرتان کم سعادتم

 

انقدر معرفت ز وجودِ شما کم است

بعضاً نوشته اند که وجودِ تو مبهم است

شعر روضه حضرت ام کلثوم (س)

امشب برایت محتشم ها دم گرفتند
با مرثیه ها مجلس ماتم گرفتند
ای خواهریوسف برای سوی چشمم
از خاک زیر پای تو مرهم گرفتند

شعر روضه امام هادی (ع)

قصد کردم بنویسم کمی از نور خدا

کمی از ساحتِ قدسی عزیزُالزّهرا

قصد کردم ببرم نام “علی” بر لب ها

بخدا دست من از دامن تو نیست جدا              

شعر روضه حضرت ام کلثوم (س)

خواهر مجتبی چه مظلوم است
غربتش از عزاش معلوم است
روضه خوان امام معصوم است
فاتح شام و کوفه کلثوم است
همه جا پا به پای زینب رفت

شعر ولادت حضرت زهرا (س)

این زندگی بی عاشقی معنا ندارد

ای وای بر آنکه دل شیدا ندارد

 هرکس که اینجا شهرتش عاشق نباشد

روز قیامت نامه اش امضا ندارد

شعر شهادت حضرت ام البنین (س)

شد شاملم دعای سحرهای فاطمه
روشن شدم به نور قمرهای فاطمه
تاج سر منند گهرهای فاطمه
اولاد من کجا و پسر های فاطمه
هستند هر چهار پسر نوکر حسین

شعر روضه حضرت ام البنین (س)

ای رودِ خروشان به لبِ, باغ اقاقی
ای ساحل طوفان زدگان,حضرت ساقی

ایام عزاداریِ مادر شده, برخیز
وقتِ غم و غمخواریِ مادر شده, برخیز

شعر روضه حضرت ام البنین (س)

ای سراپا عشق و پاکی وصفا
اسوه ی دلداری و صبر و وفا
ای بلندای عطا را قائمه
مادر گلهای باغ فاطمه

شعر روضه حضرت ام البنین (س)

تو چنان مرتبه ای محضرِ حیدر داری
که برای پسرش منصبِ مادر داری

تو پس از فاطمه اش , فاطمه ی صغرایی
راه در خانه ی اسرارِ پیمبر داری

شعر روضه بعد از شهادت حضرت زهرا (س)

دنیا نور شبمو ازم گرفت
خنده های لبمو ازم گرفت
ذره ذره جلو چشمای خودم
مادر زینبمو ازم گرفت

شعر روضه بعد از شهادت حضرت زهرا(س)

همینکه نیستی اصلا برای من مرگ است
ز داغ تو پر زخمم دوای من مرگ است

غریب بودم؛ از این پس غریب تر شده ام
پس از تو همنفس آشنای من مرگ است

شعر روضه بعد از شهادت حضرت زهرا(س)

دیگر تمام شد غمِ بابای فاطمه…
بوسه زند حسین , کفِ پاهای فاطمه
تعبیر شد حکایتِ فردای فاطمه
تازه شروع شد غمِ مولای فاطمه

دکمه بازگشت به بالا