بعد چهل روز و چهل شب عزیزم
خواهرت اومده با دل حزین
من بدون تو مدینه نمیرم
پاشو که منتظره ام بنین
سید علیرضا چاوشی
از من غریب تر احدی در جهان نبود
جانا فراق،حقّ من نیمه جان نبود
یک اربعین برای غمت گریه کرده ام
در صورتم به جز غم و اشک روان نبود
چِقَدَر دلم برات تنگ شده بود
الهی که من بشم فدا سرت
پدرت میگن یتیم نوازه بوده
چه عجب سری زدی به دخترت
بعد تو دختر تو بیکس و مضطر مانده
در دل دشمنِ تو کینه ی حیدر مانده
چقدر گریه کنم تا که بیایی بغلم
حسرت بوسه ی تو بر دل پرپر مانده