شعر شهادت امام ششم

مادر چه گویمت

مادر چه گویمت که عدو جز جفا نکرد

حق تو را ادا ننمود و چه ها نکرد

 

مادر به خانه تو عدو از در آمدند

دشمن ز بام آمد و شرم از خدا نکرد

پیربزرگ طایفه

پیر بزرگ طایفه بود و کریم بود

در اعتلای نهضت جدش سهیم بود

مسند نشین کرسی تدریس علم ها

شایسته ی صفات حکیم وعلیم بود

وقتی یک عمر بجز ناله و چشم تر نیست

وقتی یک عمر بجز ناله و چشم تر نیست
هیچ چیزی که از این زهر جفا بهتر نیست
چقدر خدمتِ بر مردمان شهرش کرد
جواب زحمت او ناسزا به مادر نیست

بیاد عمه سادات

در آن ساعت که با پای برهنه

پیاده پشت مرکب می دویدم

بیاد راه شام و عمه خود

ز دیده خون دلها می چکیدم

شاعر؟؟؟

گوشه ای از حرای حجرهء خویش

گوشه ای از حرای حجرهء خویش

نیمه شبها,خدا خدا می کرد

طبق رسمی که ارث مادر بود

مردم شهر را دعا می کرد

امام صادق علیه سلام

  زهر طرف به کمان تیر غم زمانه گرفت

دل مراکه بسی بود خون, نشانه گرفت

چو جدخویش علی سالها به خانه نشاند

ز دیدهام همه شب اشک دانه دانه گرفت

دکمه بازگشت به بالا