لعنت به من گاهی اگر بیراه رفتم
جز راهت هرجا رفته ام , در چاه رفتم
سِیر نجف تا کربلا معنیش این است
از مرقد این شاه تا آن شاه رفتم
لعنت به من گاهی اگر بیراه رفتم
جز راهت هرجا رفته ام , در چاه رفتم
سِیر نجف تا کربلا معنیش این است
از مرقد این شاه تا آن شاه رفتم
با خود اینگونه بیاد آورم اینک سخنت
چاره ای نیست بجز سوختن و ساختنت
گفتی آنروز:خدا کشته مرا خواسته است
دیدم از عهد و وفایت که بخون خفته تنت
کرمت ذاتیه الحق میتونی
یه گدا رو یک شبه آقا کنی
محاله شما بهم بگی برو
محاله که دستامو رها کنی
این شهر خالی جای ماندن نیست
اینجا برای زندگی سخت است
هرکس که این شب ها کنار توست
الحقُ والانصاف خوشبخت است
در کار عشق , باز شکایت به ما رسید
اینبار هم که , داغ زیارت به ما رسید
رزق طریق و روزیِ رفتن به دیگران!
از فیض اربعین تو حسرت به ما رسید
جهان محو تماشای قیام اربعینی هاست
نجف تا کربلا عرش معلای زمینی هاست
نجف تا کربلا , تعریف راه عاشقی این است
عبای سبز عاشق انتهای راه خونین است
اولین مرحله این است فقط رو بزنی
پی یک مهر به این سو و به آن سو بزنی
دومین مرحله این است که خود را بِبَری
مُهر با اصل برابر شده بر او بزنی
ما قدرت پرواز هم داریم
هرچند پابندِ زمین هستیم
پای پیاده عشق می چسبد
چشم انتظارِ اربعین هستیم
یه عمره که با قاب عکس حرم
شب و روزمو هقهق میکنم
بذار زائر اربعینت بشم
وگرنه از این دوری دِق میکنم
چشم هایت به همه گفت بیا الّا من
باز شد حاجت یک عدّه روا الّا من
مادرت داده براتِ همه را میدانم
کرده در حقّ همه خلق دعا؛ الّا من
مثل نماز, مثل دعا, صبح و ظهر و شام
ارباب را زدیم صدا صبح و ظهر و شام
ما لطف کرده ایم به خود بین روضه ها
ارباب لطف کرده به ما صبح و ظهر و شام
به سوی یار از ندارها سلام می رسد
خوشیم این سلام ها به آن امام می رسد
شدیم بی نصیب از نظاره ی رخش ولی
نگاه لطف او به ما علی الدوام می رسد