شعر گودال

از کودکی

ازکودکی برای تو زحمت کشیده ام

زحمتکشیده ام که به اینجا رسیده ام

سرتاسرزمین و زمان را قدم زدم

ارباببهتر از تو به دنیا ندیده ام

ضجه میزند

بلند بلند پیمبرتان ضجه میزند

بر آنچه آمده سرتان ضجه میزند

کرببلا که نیست قیامت به پاشده

ارض و سمای محشرتان ضجه میزند

گودال

در این شبها دلم سامان ندارد

به جز ذکر علی درمان ندارد

کجا از درگه مولا روم من

که این جود و کرم پایان ندارد 

دکمه بازگشت به بالا