پوریا باقری

شعر روضه حضرت ام کلثوم (س)

بیگانه نیستم , ولی بی لیاقتم

در نوکری به محضرتان کم سعادتم

 

انقدر معرفت ز وجودِ شما کم است

بعضاً نوشته اند که وجودِ تو مبهم است

شعر روضه امام هادی (ع)

قصد کردم بنویسم کمی از نور خدا

کمی از ساحتِ قدسی عزیزُالزّهرا

قصد کردم ببرم نام “علی” بر لب ها

بخدا دست من از دامن تو نیست جدا              

شعر مناجات امام حسین (ع)

من خاکِ پای نوکرانت هم که باشم ,
دنیا و عقبایم , پُر از امّیدواری ست…

لطفی نما تا قدرِ عشقت را بدانم…
این هدیه های تو به بنده , چوبکاری ست!

پوریا باقری

دو بیتی ولادت حضرت زهرا (س)

بینِ زن ها , به خدا کُفْوْ نداری زهرا
از پر چادرِ خود , نور بِباری زهرا

شبِ میلادِ تو , توأم شده با اوّلِ سال
تو خودت , خالقِ این فصلِ بهاری زهرا

پوریا باقری

شعر ولادت حضرت زهرا (س)

دشمنِ دینِ خدا , خار شد و ابتر شد
نبیُ اللّه , در این روز “اَبَاالْکَؤثَر” شد

کوریِ چشمِ حسودانِ نظرْ تنگ , در این
شبِ فرخنده , جهان غرقِ گلِ عنبر شد

شعر مدح و مرثیه حضرت ام البنین (س)

ای مایه ی فخر جهان… ام البنین
نور زمین و آسمان… ام البنین
ای نور جمع قدسیان… ام البنین
صاحب کرم در هر زمان… ام البنین

شعر روضه حضرت ام البنین (س)

تا صدا میرسد از ساحتِ خونبارِ بقیع
مرد و زن اشک بریزند , به دیوارِ بقیع
یک زن و صورتِ قبری , به دلِ زارِ بقیع
دلِ ما هم , بخدا گشته گرفتارِ بقیع

شعر روضه حضرت ام البنین (س)

تو چنان مرتبه ای محضرِ حیدر داری
که برای پسرش منصبِ مادر داری

تو پس از فاطمه اش , فاطمه ی صغرایی
راه در خانه ی اسرارِ پیمبر داری

شعر روضه بعد از شهادت حضرت زهرا(س)

دیگر تمام شد غمِ بابای فاطمه…
بوسه زند حسین , کفِ پاهای فاطمه
تعبیر شد حکایتِ فردای فاطمه
تازه شروع شد غمِ مولای فاطمه

شعر روضه حضرت زهرا(س)

هرجا نشسته اند و بجا حرف میزنند
دارند از مقام شما حرف میزنند

دارند از کرامتتان از شکوهتان
از لحظه های سبز دعا حرف میزنند

شعر روضه حضرت زهرا(س)

نوبتِ توست , بیا فضّه پرستاری کن
فاطمه از رمق افتاد , بیا کاری کن

بعدِ یک عمر , نگهداریِ زهرا از تو ,
چند روزی تو از این خانه نگهداری کن

شعر روضه حضرت زهرا (س)

کم کم فضای خانه نفس گیر میشود
کم کم زمان , برای علی دیر میشود

بیچاره مجتبی , چه عذابی کشیده است
دارد ز داغ بی کسی ات پیر میشود

دکمه بازگشت به بالا