ایندیده ای که اشک, روان گشته از برش
دارد هوای دیدن شش گوشه در سرش
گر یار کند نظری بر غم دلم
من هم کنم نثار, جان در برابرش
ایندیده ای که اشک, روان گشته از برش
دارد هوای دیدن شش گوشه در سرش
گر یار کند نظری بر غم دلم
من هم کنم نثار, جان در برابرش
آهی ز جنس آه پیمبر کشید و بعد
بر طاق عرش سوره کوثر کشید و بعد
در هیئتی که حضرت زهرا حضور داشت
با اشک یک بهشت کشید و بعد
هر شاعری که مدح و ثنایت شروع کرد
اول زعشق کرب و بلایت شروع کرد
روز ازل گریه برای تو را نخست
زینب خدای عشق و وفایت شروع کرد