شعر تخريب بقيع

بقیع

حتّی بدون صحن و گنبد هم صفا دارد
این خاک غیر از بوی غم بوی خُـدا دارد

مُشتی از آن را چند سال قبل بـو کردم
دیدم که عـطری مـثـل خاک کـربلا دارد

گرچه تبرِک جُستن از این خاک ممنوع است
حتّی غُبـارش هم درونِ خـود شفا دارد

با اینکه از چشم تمام خلق ناپیداست
از جنس نور این آستان صحن و سرا دارد

آری اگر خورشید بر دارد کُلاه از سر
از فرط نورانیّت این صحـن ، جا دارد

جایی که در آن چار تا معصوم مدفونند
حـدّ اقل در حـدّ عـرشِ حـق ، بها دارد

دارد هرآنچه این زمین از خیر و از برکت
بی شُبهه از دستِ امام مُجتبی دارد

اینجا چقدر آدم به یـادِ حضرت سجّاد
حال مُناجات و تـضـرّع در دعا دارد

باافتخار این خاک در هر لحظه می گوید:
مثل امام باقر من را کُجـا دارد ؟

باید که اینجا فِقهِ ناب جعفری آموخت
اینجا تَشـیُّع قیمتی بیش از طلا دارد

اصلاً بقیع این حالت زار و پریشان را
از شرم قـبرِ حضرتِ خیرُ النّسا دارد

با بودن أمّ البنین اینجا ، دَمِ مغرب
بی روضه ی عبّاس هم چشمم بُکا دارد

از روضه ی بازوی زهرا رد شدم امّـا
اشـک همه بـوی دو تا دستِ جُدا دارد

عبّاس،عبّاس است چه با دست چه بی دست
هر طور باشد او ادب دارد ، وفا دارد

 محمد قاسمی

برچسب‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

با این شرایط موافق هستید.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن