شعر شهادت حضرت عباس (ع)

عمو عباس(ع)

از طایفه‌ی عصمت و از نسل غدیری
دریای رفیعی وسط خاک کویری

پر کرده خدا از کرمت توبره اش را
هرگاه به باب تو رسید‌ست فقیری

ای برق نگاه تو امان‌نامه‌ی عالم
هیهات امانی ز یزیدان بپذیری

آن آب که می‌ریخت ز مشک تو در آن دشت
تا پهلوی صدیقه نشان داد مسیری

صدبار بمیرم متحیر شدنت را
تا زخم به مشک تو رساندند به تیری

بی دست شوی فرق سرت را که بکوبند
خود بهتر از آن است که از شرم بمیری

هنگام نزول تو جهان غرق تماشاست
لبریز نگاه است زمین خوردن شیری

آن دم که نوشتند علمدار نیامد
کردند به تن دخترکان رخت اسیری

قنداقه نیاز است به آن پیکر کوچک
بیهوده نگردید به دنبال حصیری

سید محمد حسین حسینی

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا