شعر شهادت حضرت زهرا (س)
یا زهرا(س)
ای گل کجاست آن همه شوق بهاری ات؟
با نسترن، پرنده و من همجواری ات
امیّد زنده در رگ این زندگی چه شد؟
کو اشتیاق جاریِ در خانه داری ات؟
ای برقرار با تو جهان در مدار خویش
عالم فدای یک نفس از بی قراری ات
پیراهن سپید تو را سرخ کرده است
خون های بی توقفِ تا صبح جاری ات
شکل رکوع نیمه و طرز قنوت تو
خود مرثیه است در دل شب زنده داری ات
لب وا نمی کنی و روا نیست جای تو
لب وا کند برابر من زخم کاری ات
شرمنده ام که دست تو آمد به یاری ام
دست علی نشد که بیاید به یاری ات
یک جفت گوشواره و یک کهنه پیرهن
باید گریست بعد تو با یادگاری ات
ای کاش با تو در دل این خاک،بی نشان
میشد شریک میشدم از بی مزاری ات
فرزاد نظافتی