شعر وروديه محرم
الهی تا محرمش بمونم
یا بن شبیب بشین تا که یه قدری
روضه جدم و برات بخونم
یه سال دعای من همین دعا بود
الهی تا محرمش بمونم
خداروشکر نمردم و رسیدم
اشک برا غم حسین روزیم
خداروشکر امسال و هم تونستیم
یه چند تا پرچم سیاه بدوزیم
سیاهیارو خود من میزنم
تا که به چشم مادرم بیادش
برای هر چی حدی هستش ولی
گریه برا حسین خوبه زیادش
خورده به زخم پلک من نگیرید
چون که نمیدونید چیا میدونم
خیلیاشو نمیشه گفت تو هر جا
خیلی چیزا میاد روی زبونم
یابن شبیب به قتل صبر کشتنش
مونده بوده تو قتله گاه سه ساعت
خداروشکر تا وقتی که زنده بود
ندیده به خیمه بشه جسارت
یابن شبیب عمه ما رو کسی
تا روز عاشورا ندیده بودش
حالا من از کجای روضه ش بگم
از قل و زنجیر یا تن کبودش
بهمن ترکمانی