شعر محرم 1405

آقای غریبم

گرمی نور ، عزادار غم توست هنوز
باد ، هم سوخته ی سوز دم توست هنوز

ای به نی رفته جسارت شده آقای غریب
سر عشاق همه در قدم توست هنوز

با اجازه از خداوند تعالای حسین

با اجازه از خداوند تعالای حسین
اول ماهی زدم دل را به دریای حسین

بادبانِ عشق وا شد،ناخدا آماده است
باز کشتی نجات شاه راه افتاده است

دردهایم را دوا کردی حسین

با نگاهت دردهایم را دوا کردی حسین
خیر عالم را به این نوکر عطا کردی حسین

دست هایم را گرفتی و نجاتم داده ای
تا مرا با روضه هایت آشنا کردی حسین

سینه ام پر شد از هوای حسین

سینه ام پر شد از هوای حسین
جان ندارد جهان ورای حسین

نشنیده ست گوش جان خوشتر
تا نوا بوده از نوای حسین

بسم رب النور رب العشق رب العالمین

بسم رب النور رب العشق رب العالمین
بسم احمد، بسم زهرا و امیرالمؤمنین

بسم رب الجود بسم مجتبی بسم الکریم
بسم ثارالله بسم الله رحمن الرحیم

دوباره محرم است

این روزها که روزی گریه فراهم است
ای روضه‌خوان بخوان، که دوباره محرم است

با عشق‌و‌شور در دل هر کوچه دیده‌ام
در دست کودکان محل طبل و پرچم است

حسین جانم

من زنده ام به عشق محرم حسین جان
شکر خدا به روضه رسیدم حسین جان

جز اینکه پای روضه ی تو زندگی کنم
شوقی نداشتم به دو عالم حسین جان

محرم

دنیای خیر با تو معادل نمی شود
دیوانه ی نگاه تو عاقل نمی شود

قلبی که خالی از هوس کربلا ی توست
یک قطعه سنگ می شود و دل نمی شود

جنس بی قیمت و افتاده ته بازارم

جنس بی قیمت و افتاده ته بازارم
تو بیا باز ضرر کن، بخرم، بردارم

جز ضرر گرچه برای تو ندارم اما
چون همیشه پدری کن، به کسی نسپارم

حسین جانم

قسم بر دل همین که مست دلداریم ما را بس
همین که تشنه‌ی یک جرعه دیداریم ما را بس

قسم بر ماه روی تو  قسم بر عطر و بوی تو
همین که ما به موی تو گرفتاریم ما را بس

افتاده بر جانم تبِ ماتم دوباره

افتاده بر جانم تبِ ماتم دوباره
حالم دگرگون میشود از غم دوباره

از عرش می آید صدای گریه زاری
در کوچه وقتی میزنم پرچم دوباره

روضه

از اول ما بلی گفتیم بر این تا ابد روضه
که در تقدیرمان بنویسد ایزد بی عدد روضه

بهشتِ بهتر از قبل هبوط ماست می‌دانم
که حتی داده بر حوا و بر آدم مدد روضه

دکمه بازگشت به بالا