شعر شهادت حضرت علی اكبر (ع)
ولدی ولدی
مُردم و مُردم و مُردم که رسیدم اینجا
اولین بار ز غم ناله کشیدم اینجا
این چه جسمی ست که مانند نگین ریخته است؟
تن تو یا تن من روی زمین ریخته است؟
لشکری منتظر گریه ی من بود علی
دشمن آماده ی با خنده زدن بود علی
دشمن انداخت تو را کل حرم افتادند
با زمین خوردن تو اهل حرم جان دادند
جان من هستی و جان دادن تو مردن من
عمه باید که بیاید ز پی بردن من
سخت جان می دهی ای جان پدر می بینم
در تو من فاطمه ای سوخته تر می بینم
مختصر جسم تو را روی عبا بگذارم
باز هم از تن درهم شده ات، کم دارم
از تو ای سوخته جان، سوخته ای بد تر نیست
هیچ کس مثل تنت آینه ی مادر نیست
پدرت سمت حرم با قد خم برگردد
عمه ات با چه کسی رو به حرم برگردد
حسن کردی