شعر شهادت امام حسن (ع)

غریب مدینه

با درد‌ها همخانه‌ای، با گریه‌ها مأنوس
دنیا دلت را قرن‌ها رنجانده است، افسوس

هر شب هزاران کهکشان تا صبح می‌گریند
از غربتت در آن مزارستانِ بی‌فانوس

ابر آرزو دارد ببوسد خاک پایت را
باران نمی‌بارد مگر با نیت پابوس

راز کبوتر چیست با خاکی‌ضریح تو؟
دارد به توفیقش حسادت می‌کند طاووس

دریادلانه سفره می‌اندازی و خوانت
تا بی‌کران پهن است اقیانوس اقیانوس

دل‌دادهٔ خورشید تو کِی می‌شود تاریک؟
دل‌بستهٔ امید تو کِی می‌شود مأیوس؟

 فاطمه عارف‌نژاد

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا