حریم امن زهرا را شکستند
ز شاخه یاس مولا را شکستند
خدا داند که با این ظلم عظمی
دل پیغمبر ما را شکستند
حریم امن زهرا را شکستند
ز شاخه یاس مولا را شکستند
خدا داند که با این ظلم عظمی
دل پیغمبر ما را شکستند
بَـر دَر مَزَنبــه رویِ تو دَر وا نمی کنند
چیزی مگو , که با تو مدارا نمی کنند
اینها که ساکتندو فقط بُهت کرده اند
هــرگز بـه پایِ حقّ تـو امضا نمی کنند
نخواستند که باشی در آخر این راه
چقدر بود زمان خوشیمان کوتاه
نبود دست خودم دست من به بازو خورد
و دید موقع غسل تو لکه خون سیاه
بیا مخواه که خانه پر اضطراب شود
تمام خانه پر از سایه ی عذاب شود
خدا کند که بمیرد هر آنکه باعث شد
علی ز شرم زنش قطره قطره آب شود
امان نداد سقیفه به چشم های ترت
هنوز خشک نشد در کفن تن پدرت
هنوز میوه ی اشک تو کال بود ولی
که خواستند ببینند باغ بی ثمرت
روی یاس مصطفی شد ارغوانی پیش من
قامت تازه جوانی شد کمانی پیش من
ضربه ی دست سقیفه مادرم را زد زمین
هر دوچشم از کارافتادند آنی پیش من
رقص آتش به در خانه چه غوغا میکرد
دود و خاکستر و خون معرکه برپا می کرد
بند بردست, کسی, ناله ی جانسوزی داشت
هق هق خامُش او لعن به دنیا می کرد
لطافت موج میزد در صدایت
که دل برد از خدا هم ربنایت
خدا خلقت نمود و عاشقانه
دمی زل زد به برق چشمهایت
امسال بیا بهار را حفظ کنیم
چشم و دل بی قرار را حفظ کنیم
جمعه نه,تمام هفته با ندبه ی خود
حیثیت انتظار را حفظ کنیم
هدیه ارجمند
هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد
نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد
خوشا به حال خیالی که در حرم مانده
و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد
زمین برای قدم هایت آسمان شده بود
وَ ماه, روی سرت مثل سایه بان شده بود
دوباره کشتی نوح از پس زمان برخاست
وَ باز دست خداوند, بادبان شده بود
*هر شب به دفتر دل خود حک کنم حسین
استاد من نداده به من مشق دیگری*
بر سینه میزنم که مبادا درون آن
غیر از حسین خانه کند عشق دیگری
محسن نورپور