یا علی اصغر(ع)

من زدم بر آب و آتش ، آتشش بر من رسید
عمه ات فریاد میزد خواهرت صیحه کشید

من ز پا افتادم اما این فرس ها تند پا
راه طولانی و مقصد دیر و دور و ناپدید

یا قاسم ابن الحسن(ع)

عشق است و دیوانگی و حالِ نگاهش
با آشتی و قهر های گاه گاهش

جانا ! جوانی رفت و از عمری که طی شد
موی سفیدم مانده و بخت سیاهش

حال ما حال خرابی ست که خود میدانی

حال ما حال خرابی ست که خود میدانی
نگرانیم برای تو به هر عنوانی

با زن و بچه گرفتار شدن دشوار است
با زن و بچه گرفتاری و بی سامانی

امیری حسین و نعم الامیر

نوحه وقتی که بخوانی پشت آن ، دم می‌رسد
دم که راه افتاد یک مرثیه پر غم می‌رسد

هر کجا یاد تو باشم کربلایم میشود
هر زمان نام تو را بردم محرم می‌رسد

روی خار این بیابان اسب زخمی میشود

له شدیم از درد دوری ، زور دنیا را ببین
کار دنیا را ببین و حسرت ما را ببین

قبل عاشق بودنش دریا کویری خشک بود
اشک ها وقتی که راه افتاد دریا را ببین

حیدر مددی

در تلاطم تمام ذراتند
مست کردند آسمان ها هم
می‌روند آفرینش و خلقت
همگی دستبوس او باهم

مادرم گفته که از ام البنین حاجت بخواه

وقت گریه یار وقتی نیست زانو یار شد
تکیه گاه گریه کردن های من دیوار شد

مردم دنیا نمیفهمند ما عاشق شدیم
زندگی کردن برای عاشقان دشوار شد

عاصی شدم از عالم و آدم به ابالفضل

عاصی شدم از عالم و آدم به ابالفضل
از دست جماعت گله بردم به ابالفضل

کردند همه پشت به من نیست خیالی
گرم است بجای همه پشتم به ابالفضل

فاطمه جان

ندیده بود از ما غیر خوبی
همونی که رسید بعدش لگد زد
نه اینکه من بگم ، تو نامه گفته
جدای از لگد ، حرفای بد زد

ماه را دوست دارم

ستاره نبودم ولی ماه را دوست دارم
منم اشک دنباله داری که دنبال یارم

منم التماس دعای گرفتار بی کس
من اشکم ، من آهم ، و من گریه ی زار و زارم

آقای من

کوچه گرد شبِ این شهر پر آزارم من
تا سحر خواب ندارم من و … بیدارم من

کار دستم بده ! من را ز سرت وا نکنی
حَرَجی نیست مرا ، آدمِ بیکارم من

مولای من

گفتند از کرامت تو… مبتلا شدیم
آدم شدیم با کرمت آشنا شدیم

گفتند با کریم که دشوار نیست کار
ای دومین امام حسن! ما گدا شدیم

دکمه بازگشت به بالا