دلهای شکسته روضه خوان زینب
آواره ی داغ بی امان زینب
تا لحضه مرگمان, مزارش امن است
مائیم همه فدائیان زینب
دلهای شکسته روضه خوان زینب
آواره ی داغ بی امان زینب
تا لحضه مرگمان, مزارش امن است
مائیم همه فدائیان زینب
نام توآمد و غمی سنگین
در دل بیقرار من جا شد
گره هایی که داشتم بی بی
با نگاه کریمه ات وا شد
گفتم غزلی دوباره با ” جمعه ی بعد “
مرغ دل من پریده تا , جمعه ی بعد
این جمعه نمی شد که بیایی آقا؟!!!
حالا تو به من بگو چرا جمعه ی بعد؟!!!
شام تاریک مرا نیستبه جز تو سحری
بی تو من ماندم و اینغائله ی در به دری
کاش می آمدی و فاصلهها کم می شد
کاش می شد که بیایی ومرا هم ببری
آمدم پر بکشم بال وپرم سوخت پدر
آمدم گریه کنم چشمترم سوخت پدر
چقدر با تو شباهتدارم خوب ببین
مثل موی سر تو مویسرم سوخت پدر
دیدم آن حالات شوق وشور را
در میان چهره هاشاننور را
در هوای عاشقی پر میزدند
تا خدا با گریه معبرمی زدند
هرشب دل شکسته ی ما در هوای توست
در اعتکاف خیمه ی سبز عزای توست
من هرچه دارم از سر این سفره برده ام
آقا تمام بود و نبودم برای توست