پیوند آسمانی

صدای به هم خوردن بال و پر بود
گمانم که جبریل آن دور و بر بود

نگاهش به در بود مهمان بیاید
صدای در آمد ، علی پشت در بود

یا اباعبدالله

گرچه شوال ولی داغ محرم با اوست
پس عجب نیست اگر این همه ماتم با اوست

مثل جدش شده در کنیه اباعبدالله
در بقیع است ولی کرببلا هم با اوست

سخن از عشق

سخن از عشق تو شد گرچه به اجمال آمد
گفتم از نام تو غم نیز به دنبال آمد

تا که گفتم بأبی أنتَ و أمی ، پدرم
بوسه زد روی لبم بسکه دلش حال آمد

یا مرتضی علی

در الفبا از الف تا حرف یا یعنی علی
نقطه آغاز قرآن زیر با یعنی علی

آفرینش را علی آغاز و پایان است و بس
ابتدا یعنی علی و انتها یعنی علی

ولدی

به گمانم به سرت هست مهیا بشوی
پیش بابای خودت گرم تمنا بشوی

لحظه ای صبر کن و پیش نگاه پدرت
دو قدم راه برو تا که تماشا بشوی

ای لاله ی خوشبوی

ای سر در خون خضاب ای لاله ی خوشبوی من
لطفاً از پیشم نرو امشب بمان پهلوی من

زانوانت را نیاوردی سرم بی بالش است
لا اقل بگذار امشب سر روی زانوی من

غریب است و مظلوم

و امّا و امّا و امّا علی
غریب است و مظلوم و تنها علی

سحر شد – منادی – شنیدم که گفت
دریغا دریغا دریغا علی

سوگ علی بن محمد

روضه ات را چه بخوانیم چه نه غم داریم
پشت هر واژه و هر قافیه ماتم داریم

شاعر سوگ علی بن محمد چه کم است
مثل مداح که در مجلس تو کم داریم

منت خدای را

منت خدای را که بصیر است و هم علیم
منت خدای را که خبیر است و هم حکیم

از روز اولم به نجف آشنا نمود
گفتا قدم گذار در این راه مستقیم

می رود سمت برادر

می رود سمت برادر به تنش تب دارد
دو پسر دارد و یک زمزمه بر لب دارد
به فدای سر تو ! هرچه که دارم این است
چه کنم؟هست همین هرچه که زینب دارد

غرق نور کن

بر من بتاب و جان مرا غرق نور کن
از مشرق دلم به نگاهی ظهور کن

چشم امید من به دوتا قطره اشک بود
این چشمه خشک مانده، تو آن را نمور کن

حرم تعطیل !

حال و روزم مثِ اون روزاس که
توی جبهه پدرم می جنگید
همه ی عمرش از اینکه راهِ
کربلا بسته باشه می ترسید

دکمه بازگشت به بالا