شعر مدح و مناجات

من کشته ی اشکم

من کشته ی اشکم که تورا یار بسازم
تا گریه کنی واژه ی غمخوار بسازم

سفر کرب و بلا

از خدا آمده ام تا به خدا برگردم
پس چرا از سفر کرب و بلا برگردم

دست شفا کجاست

دست شفا کجاست که بیمار شد دلم
بر گیسوی تو باز گرفتار شد دلم

یا حسین حسین

چون در بریزد از دهنم یا حسین حسین
زینت دهد به هر سخنم یا حسین حسین

دل وجان

دل وجان در گرو حضرت جانان داریم

هر چه نعمت بود از محضر ایشان داریم

سالیانی است که ما ریزه خور اربابیم

از سر سفره ی او رزق فراوان داریم

عاشق و شیدای حسینیم

از روز ازل عاشق و شیدای حسینیم

و گریه کنان غم عظمای حسینیم

ما غرق عزاییم به ما خرده نگیرید

ما چله نشین شب یلدای حسینیم

بوی تورا گرفته

بوی تورا گرفته دل و این دهان من

از بس صدات کرده گرفته زبان من

صبح و مساء نه که فقط چند لحظه ای

اینجا برای گریه بشو میهمان من

درون دشت شقایق

درون دشت شقایق قناریم بابا

نظر نما تو بر این بی قراریم بابا

حکایتی است فراق و ندیدن یوسف

شبانه روز در این سوگواریم بابا

دارالقرار عشق

هرشب دل شکسته ی ما در هوای توست

در اعتکاف خیمه ی سبز عزای توست 

من هرچه دارم از سر این سفره برده ام

آقا تمام بود و نبودم برای توست 

ضریخ نو

 حسین جان ای عزیز نور دیده

دل عالم به عشق تو تپیده

رها گشته دلم سوی ضریحت

مثال آهویی از غم رمیده

یااخا

یااخا,جانم فدای لحطه های آخرت

ناله از دل می کشیدم با نگاه پیکرت

شمر ملعون آمد و سر را بریده از قفا

مادرت زهرا شده زائر به بالای سرت

عشقی که هست

عشقی که هست در شبکه های اینضریح

من را کشانده پیششما پای این ضریح

فرسنگ ها پیادهمی آیند کربلا

تنها به عشقدیدنت از لای این ضریح

دکمه بازگشت به بالا