یا سواره می رسید بال و پرم را می گرفت
یا پیاده می رسید دور و برم را می گرفت
شعر محرم و صفر
اگر از غربت غم های زینب با خبر باشی
و تو در راه بی پایان اسیر همسفر باشی
یا سواره می رسید بال و پرم را می گرفت
یا پیاده می رسید دور و برم را می گرفت
آقا سلام می دهم از جان و دل به تو
تا این که بشنوم «وَ علیک السّلام» را
وقتی تمام لشگریان هار میشوند
دور و بر عمو همه خونخوار میشوند
وقتی که پدر سه ساله اش را می دید
هفتاد و دو سر به روی نی می لرزید
اگر از غربت غم های زینب با خبر باشی
و تو در راه بی پایان اسیر همسفر باشی