شعر محرم و صفر

مقابل پدرت

مقابل پدرت شمر بی حیا ای وای

نشست بر کمرت شمر بی حیا ای وای

یکی دو تا …نه …نه …با دوازده ضربه

بریده است سرت شمر بی حیا ای وای

زندگی بدون تو

این زندگی بدون تو معنا نمیشود
هرکس نشد به مثل تو منا نمیشود

طوفان اشک و صحنه گودال قتلگاه
بس کن دگر که نیزه تو جا نمیشود

فرزند حسین بن علی

فرزند حسین بن علی, تاب نداشت

در فکر عطش بود و علی خواب نداشت

از هرم عطش, لبان اصغر می سوخت

رنگی به رخش, نوگل ارباب نداشت

وفا

آقا میا به کوفه که اینجا وفا نبود

شمشیرها علیه شما , با شما نبود

هرچند ای امام غریبم نوشته اند

اینجا پر از صفاست , ولیکن صفا نبود

بحر و طویل حضرت علی اصغر ع

چه فکری می کنی ای تیر آیا قد اصغر را نمی بینی ؟

/ مگر بر آستان خیمه مادر را نمی بینی؟ /

 که خود را می کشیاینقدر با شدت/

 که دقت کرده ای اینگونه با دقت/

دل پر از زخم

دل پر از زخم, نفس زخم , رگ حنجر زخم

گوشه ای درته گودال لب حنجر زخم

آسمان پر شده از سر , سر بر نیزه شده

پیکری روی زمین بی سر و , سر تا سر زخم

زخمی ترین یتیم

از بوی سیبسرخ طبق مرده جان گرفت

زخمی ترینیتیم خرابه توان گرفت

باران چشمهای رقیه شروع شد

از بس کهگریه کرد دل آسمان گرفت

شور و التهاب

عاشقان کم کم به شور و التهاب افتاده اند
بهراحیای محرم در شتاب افتاده اند

مجمر و اسپند و بیرق را فراهم کرده اند
فکرچای روضه و قند و گلاب افتاده اند

گودال

شعرهایم همه پریشان است

مثل پروانه مثل دیوانه

گاه می رود به گودال و

گاه می رود به ویرانه

السلام علیک یا عطشان

السلام علیک یا عطشان

چه بلایی سر لبت آمد!؟

تا من و تو به وصل هم برسیم

جان به لبهای زینبت آمد  

منش شهدا

چقدر از منش این شهدا دور شدیم

آنقدر خیره به دنیا شده و کور شدیم

چقدر از منش این شهدا دور شدیم

آنقدر خیره به دنیا شده و کور شدیم

غروب تنهایی

غروب بود و زنی بی قرار , تنها بود

زنی ز داغ برادر فکار , تنها بود 

غروب بود و زمین سرخ بود و باد سیاه

زنی حزینه و بی غمگسار , تنها بود 

دکمه بازگشت به بالا