شعر ولادت اهل بيت (ع)

عشق

شده سهم دلم سراسر، عشق
تا برایم شده مقدّر، عشق
امشب از شوق و ذوق لبریز و
می دهد مِی به ما ز ساغر، عشق

بی بی جانم

شده سهم دلم سراسر، عشق
تا برایم شده مقدّر، عشق
امشب از شوق و ذوق لبریز و
می دهد مِی به ما ز ساغر، عشق

یا زینب(س)

داغم و از جگرم کورهٔ تب ریخته است
از سمرقندِ دلم طعمِ رطب ریخته است

در دلم باز خدا شور و طَرَب ریخته است
شوقِ مدحِ ثمر و زینتِ اَب ریخته است

یا امام حسن عسکری(ع)

در رگ و استخوان ما حسن است
به خدا عشق و جان ما حسن است

نه فقط اشهد علی داریم
پنج نوبت اذان ما حسن است

آقای من

دسته گل باغ حیدری آمده است
احیاگر فقه جعفری آمده است
در بین ملائکه خبر پیچیده
میلاد امام عسکری آمده است

نورِ قدسی

السلام ای نورِ قدسی، یا زکیُّ العسکری
السلام ای از تبار فاطمی و حیدری

در مدینه آمدی تا سامرا گلشن شود
گلشن از یمن وجودت، با رُخت روشن شود

جانم حسن(ع)

می خواست خدا ، جهان شکوفا گردد
می خواست ، که حُسن او تماشا گردد

با نام حسن ، دوباره می خواست خدا
یک بار دگر ، کریم معنا گردد

میثم مومنی نژاد

یا رحمت للعالمین

بی جنب و جوش، خالی و خاموش، جان نبود
در هستی از علائم هستی نشان نبود

مفهومی از گذشته و آینده ای نداشت
جز حی لایموت دگر زنده ای نداشت

صحیفه ی عشق

ششمین سوره‌ی صحیفه ی عشق
رزق هفت آسمان به دستانت
منبرت بر فراز نُه فلک است
دانش بیکران به دستانت

یا محمد(ص)

هر دم از دامن ره، نوسفری می‌آمد
ولی این بار دگرگون خبری می‌آمد

یعنی آن قافله سالارِ سرآمد آمد
و چنین گفت خداوند: محمد آمد…

خاتم الانبیاء (ص)

آیینه ای که گل به صفایش معطر است
فرزند پاک طینت مکه پیمبر است

آن کودک یتیم که با لطف کردگار
از جمع جن و انس و ملک نیز برتر است

یا اهل بیت النبوه

غیر جنون غیر عشق کار ندارد
این دل دیوانه اختیار ندارد

صحبت یار است و یک لحظه عبورش
حق بده قلبم اگر قرار ندارد

دکمه بازگشت به بالا