شعر ولادت اهل بيت (ع)

یا سیدالساجدین

قبل از تو عشق جرأت پیدا شدن نداشت
اصلا قنوت راه به تقوی شدن نداشت
هرگز نماز خلق تماشا شدن نداشت
قران بی کلام تو معنا شدن نداشت

یا قمر العشیره

با غیرت و حماسه با اشک های جاری
بر دفترم نوشتم ابیات ماندگاری
گاهی امام داری فیض مدام داری
اما از آب دریا یک جرعه هم نداری

یا ابالفضل(ع)

زنده کند نامِ تو دوباره علی را
باز نمایان نما تبارِ علی را

چشمِ بهشت است فرش ، پیش قدمهات
تا که کند توتیا غبارِ علی را

یا حسین(ع)

گفتم حسین و کاسه چشمم پر آب شد
شکر خدا که ناله من هم حساب شد

گفتم حسین عقده قلبم گشوده شد
الحق به نام نامی او فتح باب شد

حکایت عشق

تکه به تکه دلم حکایت عشق است
شعله به شعله پُر از حرارت عشق است

دست مزن بر دلم وگرنه بسوزی
در جگرم آتش محبت عشق است

عزیزم حسین

با دَوات و گوشه ی پَر می کشید
طرحِ خود، در عالمِ ذَر می کشید

آسمان ها و زمین را از اَلست
کاملاً از رویِ حیدر می کشید

شیدایی

خواهم امشب باز شیدایی کنم
از در رحمت تمنایی کنم
تا شوم دور از تمام هر چه زشت
سیر، در گلزار زیبایی کنم

حب علی

ذکر زمین و زمن و ابر و باد
در شب و روز و سحر و بامداد
جان بر تو نیک بباید بداد
مثل تو امّی نتواند بزاد

علی ولی الله

بر ممات گرگ خویان شیر بیرون آمده
از نیامِ ذات حق شمشیر بیرون آمده

کعبه را خانه تکانی کرد دست کردگار
مژده بادا آیه تطهیر بیرون آمده

جانم علی

هوهوی تو تا دشت را لبریز می کرد !
شمشیر تو اِعلان رستاخیز می کرد !

تو ! آن سلحشوری که هر دَم تیغ خود را
با گردنِ گردن فرازان تیز می کرد !

یا علی مولا

سلامُ الله علیٰ مَن عندهُ اســــرار یزدانش
تعالیَ الله از این منزلت،زین رتبه و شانش

سلام الله علیٰ مَن عنِدهُ علمُ الکتاب،آری
شهادت می دهد بر علم او آیات قرآنش

سائل این درم

به لطف خدا سائل این درم
هوای نجف آمده در سرم
تو ای ساقی با محبت بیا
بده قطره ای از مِیِ کوثرم

دکمه بازگشت به بالا