وحید محمدی

طی این راه سری پای خدا می خواهد

طی این راه سری پای خدا می خواهد
دلی از غیر خداوند جدا می خواهد

یه زلالی سحرهای دعا باید شد
طی این راه رفیق شهدا باید شد

رو می کنیم سوی شما جور دیگری

رو می کنیم سوی شما جور دیگری
شاید نظر کنی تو به ما جور دیگری

شب های جمعه روضه ما را شما بخوان
ما را ببر به کرببلا جور دیگری

رو می کنم به روی شما جور دیگری

رو می کنم به روی شما جور دیگری

شاید نظر کنی تو به ما جور دیگری

شب های جمعه روضه ما را شما بخوان

ما را ببر به کرببلا جور دیگری

واویلا

این تیغ ها نظام تنت را به هم زدند

تر کیب صورت و بدنت به هم زدند

 

تیزی نیزه های پر از خشم شامیان

تصویر کهنه پیرهنت را به هم زدند

 

ما در ایران دو کربلا داریم

شکر بر منّت خدا داریم

باز هم شوق ربّنا داریم

ما ز یمن حضور سبز شما

دلی از عشق با صفا داریم

روح جان عاشقان

کلبه ی ویران دل امشب گلستان می شود

روح جان عاشقان تسلیم جانان می شود

بیت بیت عاشقی از سر گرفته می شود

لطف حق در قالب باران نمایان می شود

قصّهء مادر

همه شب را به دعا سر کردی

شهر را جمله منوّر کردی

با نفس های لبالب عطرت

خانه را تا که معطّر کردی ,

شعلهء آتش

وسط شهر نبی غوغا بود

روضه در قامت عاشورا بود

همه جا بوی مصیبت می داد

باز هم فصل غم دنیا بود

کربلا , خیمه , معجر و آتش

قامت آسمان خم است امشب

دل عالم پر از غم است امشب

از دو دیده به وسعت دریا

خون ببارم اگر کم است امشب

شهر را طاقت دیدار نبود

اولین حادثه این بار نبود

ولی انگار که تکرار نبود

 صحنه انگار شبیه آن روز

شهر را طاقت دیدار نبود

بین ما فاصله ها

دیدن روی شما کاش میسّر می شد

شام هجران شما کاش که آخر می شد

بین ما فاصله ها فاصله انداخته اند

کاش این فاصله با آمدنت سر می شد

همدم چاه

سالها با چاه همدم بوده ام

همنشین رنج و ماتم بوده ام

سالها در پیچ و تاب زندگی

همدم دیرینه ی غم بوده ام

دکمه بازگشت به بالا