اشعار روضه

شعر روضه حضرت ام البنین (س)

خونه ی من که خونه ی مراده
خدا بهم اینجا علی رو داده
چار تا غلام آوردم اینجا واسه
دو تا خانوم و دو تا آقا زاده

شعر روضه حضرت ام البنین (س)

من و این یک نفس بشتاب مادر
مرا این لحظه ها دریاب مادر
شدم مثلِ رباب این روزِ آخر
عذابم می کند این آب , مادر

شعر روضه حضرت زهرا (س)

دائما از بعد پیغمبر اذیت می شوم
خیلی از تنهایی حیدر اذیت می شوم

تا که می بینم کسی جای علی این روزها
بین مردم می رود منبر اذیت می شوم

شعر بستر شهادت حضرت زهرا (س)

«زبانحال امیرالمومنین (ع)»

ای که خیال رفتن ازاین خانه داری
بعد تو زینب می نماید خانه داری

نه سال با تو زندگی چیز کمی نیست
بعد تو من می مانم و دل بی قراری

روضه فاطمیه

درد تو نیست به جز معجزه درمانش,آه!
عمرتو نیست به جز تلخی پایانش,آه!

ترس زینب همه از غصه ی فردای تو بود
و از آرامشِ قبل از شبِ توفانش ,آه!

شعر روضه حضرت زهرا (س)

تب کرده ای دوباره مگر درد میکشی؟!
بانوی خانه ام چقدر درد میکشی
خورده به در سر تو و سردرد میکشی
سرپا نشو اگر که کمردرد میکشی

شعر روضه حضرت فاطمه (س)

باید که بر دیوار بگذارم سرم را
دنیا گرفت از من تمامِ باورم را

دستانِ لرزانم چگونه می تواند
تدفین نماید پاره های پیکرم را !؟

شعر روضه حضرت زهرا (س)

شعر روضه حضرت زهرا (س)

ای که خیال رفتن ازاین خانه داری

بعد تو زینب می نماید خانه داری
 
نه سال با تو زندگی چیز کمی نیست

بعد تو من می مانم و دل بی قراری

شعر روضه حضرت زهرا (س)

نه سال با تو شد سپری روزگار من

تنهافقط تو بوده ای غمخوار و یارمن

نه سال با تو زندگی ام عاشقانه بود

من مرد خانه بودم و تو خانه دار من

شعر روضه فاطمیه

«زبانحال امیرالمومنین ع»

رنگ خزان شدم ز غمت ای خزان من
زهرای من حبیبه ی من مهربان من

میبینی از غمت چقدر میخورم زمین؟
دیگر شدم بدون عصا آسمان من

شعر روضه فاطمیه

«از زبان حضرت زهرا(سلام الله)کنار مزار پیامبر اکرم صلی الله»

اگرچه سایه ای از دخترت به جا مانده
رسیده ام که بگویم قرارِ ما مانده

رسیده ام سرِ خاکی که سایه بانش ریخت
نشسته ام؟ نه قد و قامتم دو تا مانده

شعر روضه حضرت ابالفضل(ع)

پر از گره شده کارم گره گشا افتاد
علیِ در نجفم بین کربلا افتاد

چه زخمها به تنش بود و باز ناله نکرد
بفکر غربت من بود و بیصدا افتاد

دکمه بازگشت به بالا