اشعار روضه

دردِ بی مادری

 

یک جهان روضه و یک چشم پراز نم داری

 آه   ,    آقای  غریبم   به  دلت  غم داری

 دردِ بی مادری ای کاش دوایی  می داشت

 فاطمیّه  شده    و    اشک   دمادم   داری

مزد رسالت

 

این چند روزه لرز تنت بیشتر شده

شاید تو را هم از قفس غم رها کنند

این آب از گلوی تو پایین نمی رود

بس کن دگر ٬ بگو پسرت را صدا کنند

 


حضرت رضا (ع)

بر سر کشیده است عبا حضرت رضا
بر لب گرفته ذکر و دعا حضرت رضا

آه از جگر بلند شد و مرثیه گرفت
تا سر کشید جام بلا حضرت رضا

گودال

شور برپا می شود
“تا شهادت نامه ی عُـشّاق امضا می شود”
هر که جا خالی نکرد
دردهـای باطِـنیْش امـشب مُــداوا می شـود

مَشک گریان

از نفس افتاد تا آرام ِ جان در علقمه
ایستاد و بر سرِ خود زد زمان در علقمه

مَشک گریان و علَم افتاد بر خاک و چطور
با لبِ تشنه؛ زمین خورد آسمان در علقمه

یا اباعبدالله الحسین ع

حب تو در قلب تمام مومنین است
مهر تو با آب و گل شیعه عجین است

اسلام را ماه محرم حفظ کرده
پس روضه خواندن رکنی از ارکان دین است

عمو عباس کجایی

عمو عباس… سرم درد میکنه
عمو جون بال و پرم درد میکنه

شبا وقت خوابیدن کلافه ام
جای سنجاق رو سرم درد میکنه

روضه سه ساله

((اَصلا رقیه نه به خدا دختر خودت

یک شب میان کوچه بماند چه می کنی))

در بین ازدحام و شلوغی بترسد و

یک تن به او کمک نرساند چه می کنی

صاحب کرب و بلا

شده این جمله جوابِ چه خبر کرب و بلا ؟!
“صاحب کرب و بلا آمده در کرب و بلا”
از مدینه سفر عشق , شد آغاز … ولی
آمده حکم , که پایان سفر کرب و بلا

باباجان

با سر رسیدی بی سر گودال باباجان
ار ذوق دارم میروم از حال بابا جان

حس میکنم جا خوردی از وقتی مرا دیدی
راحت بگو در صورتم بابا چه ها دیدی

میهمان کوفه

کـاروانی آمده
کــهکـشـانی در زمینی آســمانی آمده
خاک می بالَد به خویش
چون به خـیرِ مقدمِ عَرشْ آشیانی آمده
وای ! پیشِ چشمها

امام عشق

غریب ماندن در کوچه دردسر دارد
فقط خداست که از حال تو خبر دارد

خدا کند که در این کوچه باز حداقل
طناب از سر دست تو دست بردارد

دکمه بازگشت به بالا