چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم
نیزه در نیزه غریبانه تنت را دیدم
زیر پامال کبود سم مرکب ها, نه
به روی دست ملائک بدنت را دیدم
چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم
نیزه در نیزه غریبانه تنت را دیدم
زیر پامال کبود سم مرکب ها, نه
به روی دست ملائک بدنت را دیدم
پیش نگاهم که ز زین پیکرت افتاد
گوشه ی گودال ز پا مادرت افتاد
شمر نشست تا که روی سینه ی تو با
خنجر کندی به جان حنجرت افتاد
بدیدم جان زهرا را که از جور ستم بی جان
فتاده بر زمین اما همانند قمر تابان
میان گودی مقتل صدای حمد او آید
چه زیبا حالتی داردبه زیر خنجر بران
با ضربه شکستند سر و پشتت را
با زور گسستند زهم مشتت را
گفتم به تو انگشتری ات تنگ شده!
دیدی که بریده اند انگشتت را
سید علی رکن الدین
میخواست زخم کهنه مداوا شود نشد
صاحب عزای روضه ی بابا شود نشد
میخواست کوچه ای که پر از خشت و سنگ بود
راهی برای رفتن زهرا شود نشد
انگار جسم خسته ات آقا! وطن نداشت
در اوج بود و شوق به باز آمدن نداشت
جانم فدای آن تن زخمی بی رمق
آن تن که در میان بیابان کفن نداشت
مانده ام توی کار این دنیا که چرا حرفهات بی اثر است ؟!
توی این آسمان تنهایی چه کسی از شما غریب تر است ؟!
بدیدم جان زهرا را که از جور ستم بی جان
فتاده بر زمین اما همانند قمر تابان
میان گودی مقتل صدای حمد او آید
چه زیبا حالتی دارد به زیر خنجر عریان
فرشید یارمحمدی
بلند مرتبه شاهی وپیکرت افتاد
همینکه پیکرت افتاد خواهرت افتاد
تو نیزه خوردی ویک مرتبه زمین خوردی
هزارمرتبه زینب, برابرت افتاد
ای شمر لعین زیر پایت ماه ست
ریحانه ی حضرت رسول الله ست
از سینه اش آن پای نجس را بردار
این پرچم «لا اله الا الله» ست
احسان پرسا
چقدر جوهرت رقیق شده
لبت چاک چاک تیغ شده
چقدر عمق دارد این گودال
که تنت توی خون غریق شده
چه می بینم از روی تل یا حسین(ع)
بمیرم تو افتاده ای از پا؟! حسین(ع)
به بالا و پائین رورد تیغ ها
چرا در همان یک گوله جا؟! حسین(ع)