ای نور خدا سرشـــته با آب و گِلَت
ای مـهر علـــی راز هویــدای دلت
این ذکر هزار سالۀ مهدی توست
ای یاس نبی « بِــاَیِّ ذنـب قتلت؟
ای نور خدا سرشـــته با آب و گِلَت
ای مـهر علـــی راز هویــدای دلت
این ذکر هزار سالۀ مهدی توست
ای یاس نبی « بِــاَیِّ ذنـب قتلت؟
اول عشق تو «لَن» بود نمی دانستم
آخرش هم «ابَداً» بود نمی دانستم
نام عاشق همه جا بیشتر از معشوق است
همه جا صحبت من بود نمی دانستم
هستی ات رابه ره دوست گذاری مردی
وسط راه اگر دبّه نیاری مردی
ورنه هر بی سروپایی شود عاشق پیشه
دره دوست اگر جان بسپاری مردی(یازهرا س)
وقتی همه جا شُهره به عنوان تو باشیم
باید که فقط ریزه خور خان تو باشیم
دامن نکش از دست گداهای گرفتار
بگذار کمی دست به دامان تو باشیم
بدنت,پیرهنت جای خود امّا سر تو
پیکرت در دل گودال و حالا سر تو
شرح این آیه ی “الله جمیعا فی الارض”
جلواتی است زلال از نوک پا تا سر تو
نازِ بی وقفه که بنیاد نمیخواهد که
زلفِ “بر بادده ات” بادنمیخواهد که
بهر از پای در آوردن عشاق خودت
این همه حسن خداداد نمیخواهد که
تک تک برایتــان همه از غم نوشته اند
ازداغ و درد هــــای دمادم نوشــته اند