عاشق به سوز عشق خودش اعتنا کند
عشق به غیر آل علی را رها کند
حدیث اشک
ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت
دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت
با اینکه همیشه همگی غرق گناهیم
عمریست که در حسرت دیدار تو ماهیم
دعا کن مست و شیدای تو باشم
که محو روی زیبایتو باشم
نمایم خانه ام رااب و جارو
که شاید منپذیرای تو باشم
به عشق روی حسین دل بهانه کرده حرم
ز پیچ و تاب فراقش صدا زنم که ز غم
شکر خدا که بر سر ما هست سایه ات
باشد امید بنده, مرا هست سایه ات
حرف ناگفته چشمان ترش بسیار است
اشک او راوی یک عمر غم و آزار است
روز و شب گریه کن روضه یک مسمار است
قلب او زخمی از ضرب در و دیوار است
تا گریه هست دانه ی ما بیجوانه نیست
تا روضه هست هیچ دلی بی بهانهنیست
گرچه دلم گرفته از این روزهایسرد
از آتش فراق دلم بی زبانه نیست
به عشق روی حسین دل بهانه کرده حرم
ز پیچ و تاب فراقش صدا زنم که ز غم
دلم گرفته دمادم هوای شهر حسین
دوباره دست به قلم شد دلم ز بهر حسین